فضا را چگونه بخوانیم؟ از خوانش پدیدارشناسانه تا خوانش انتقادی فضا
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانش آموخته کارشناس ارشد شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2019.14084.1266چکیده
خوانشِ فضا به چه معناست؟ این واژه چه جایگاهی در نظامِ شهرسازیِ جامعه ایران دارد؟ مفاهیمی چون خوانش و خوانایی، چگونه با چیزی به نام نیروهای برسازندهی فضا درگیر میشوند؟ گفتمان انتقادی فضا، چگونه فضا را خوانش می کند؟ نوشتار پیش رو تلاش میکند به سؤالاتی از این قبیل پاسخ دهد. در همین راستا نوشتار به چهار بخش تقسیمشده است. در بخش اول، نگاه نظری و مسأله ی نوشتار مطرح میشود؛ اینکه فضا در اینجا از کدام پنجره و با چه گفتمانی خوانش میشود. در بخش دوم از این صحبت میشود که چگونه چیزی به نام خوانایی در قلمروی دانش -در نظام دانشگاهی ایران- از خلال تعاریف، بمثابهی یک ابزارِ سنجش و فهمِ جهان-فضا تولید میشود. در بخش سوم این مساله مطرح می شود که چگونه خوانشِ پدیدارشناسانه به کلیدواژهی فهم فضا تبدیلشده و در قلمروی حرفهای و مدیریتی بهواسطه خوانا یا ناخوانا خواندنِ بازنماییهای فضا، وضعِ موجود را بازتولید میکند. در همین راستا گریزی به روش و نگاهِ کوین لینچ زده میشود و به این خاطر که نامِ او با خوانشِ فضا در متون شهرسازی ایران گرهخورده است، مورد نقد قرار میگیرد. در این بخش همچنین با نگاه پدیدارشناسانه به خوانشِ نا- فضاها در شهر تهران پرداخته می شود. در بخش چهارم که در واقع همان نگاهِ نوشتار است، پژوهش حاضر می کوشد با صورتبندی خوانشِ انتقادی از فضا بمثابه یک بدیل، آن نظم و نظامِ مفهومیای که همواره در قلمروی دانش و مدیریت شهری تولید و بازتولید میشود، نفی کند.