نقش میانجی تحمل پریشانی در رابطه بین نگرش‌های ناکارآمد و احساس تنهایی: یک رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.

2 گروه روانشناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
چکیده

زمینه: با گسترش پیچیدگی‌های شغلی و روانی در حرفه معلمی، شناسایی سازوکارهای شناختی–هیجانی مؤثر بر بهزیستی این گروه ضروری است. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی «تحمل پریشانی» در رابطه میان «نگرش‌های ناکارآمد» و «احساس تنهایی» در معلمان شهر قم طراحی شد. روش بررسی: طرح پژوهش توصیفی–همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. نمونه شامل ۱۳۷ معلم (میانگین سنی = ۴۳.۵۳ سال؛ ٪۶۶ زن) بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس نگرش‌های ناکارآمد (DAS-26)، مقیاس تحمل پریشانی (DTS) و مقیاس تنهایی اجتماعی عاطفی (SELSA-S) جمع‌آوری شد و تحلیل‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و آزمون میانجی‌گری بارون و کنی انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد نگرش‌های ناکارآمد با شدت احساس تنهایی همبستگی مثبت و معناداری دارد (β = 0.43, p < .001) و باتحمل پریشانی همبستگی منفی و معناداری نشان داد (β = –0.63, p < .001). همچنین تحمل پریشانی با تنهایی رابطه منفی معناداری داشت (β = –0.30, p = .012). آزمون میانجی‌گری نشانگر نقش میانجی ناقص تحمل پریشانی بود؛ به‌طوری‌که تقریباً ٪۲۸ از تأثیر نگرش‌های ناکارآمد بر تنهایی از طریق کاهش تحمل پریشانی منتقل می‌شود. مقادیر R² نیز تبیین مناسبی برای احساس تنهایی (٪۴۳) و تحمل پریشانی (٪۴۰) نشان داد. نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که در کنار مداخلات شناختی-درمانی برای اصلاح نگرش‌های ناکارآمد، طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی-تمرینی ویژه جهت تقویت تحمل پریشانی می‌تواند به کاهش احساس تنهایی و ارتقای سلامت روان معلمان کمک نماید.