تحلیل آموزههای شهرسازی در شکلگیری کالبد شهر (مطالعه موردی: دورۀ صفویه، شهر اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه شهرسازی، واحد امارات، دانشگاه آزاد اسلامی، دبی، امارات متحده عربی
2 استادیار، گروه شهرسازی، ، دانشگاه گیلان ، رشت ، ایران
3 استادیار، گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2019.13346.1204چکیده
در دورۀ صفویه به واسطه امنیت و رونق اقتصادی، بستر مناسبی را برای اعتلای فرهنگ ایرانی اسلامی فراهم آورد. این مساله باعث تشخّص هنر ایرانی اسلامی خاصه شهرسازی دورۀ صفویه نسبت به دیگر دورهها در ایران شد. هدف این پژوهش، تبیین و تحلیلآموزههای نظام شهرسازی دورۀ صفویه و تأثیر آن در شکلگیری کالبدی بافت جدید شهراصفهان در عصر صفوی میباشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی میباشد. شیوه و ابزار گردآوری دادهها، به روش متن کاوی اسناد و مدارک میباشد. تجزیه و تحلیل داده، به شیوه کیفی است و متکی به تفکر، استدلال و تحلیل عقلانی میباشد. یافتههای پژوهش نشان میدهد شهر آرمانی در نظام شهرسازی دورۀ صفویه متأثر از نوع جهانبینی ناظر بر آنها بوده است. تبلور کالبدی فضاهای شهری آن گذار از شهر ـ مکان به به شهر ـ زمان بوده است. در حقیقت در معنا و شکل جدید از دل سازمان کهن در یک فرایند، تحول تاریخی و طبیعی پدیده آمده است. بنابراین نتیجهگیری میشود که توسعه شهری در دورۀ صفویه بازتاب ترجمان فضایی باورهای دینی جامعه و با تأسی از فرآیند تاریخی و طبیعی شهر و در راستای تلفیق نوآورانه برای قابلیتهای خود در پاسخگوی توأمان نیازهای کالبدی، روانی و معنوی جامعه شهری دورۀ صفویه بوده است.