برساخت داوری‌های برنامه‌ریزان در رهیافت فرهنگِ برنامه‌ریزی

نویسندگان

1 مدرس گروه شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22124/upk.2019.13449.1208
چکیده

با توجه به لزوم مطالعه رابطه بین برنامه­ریزی فضایی و بسترهای فرهنگی، هدف این مقاله ارائه چارچوبی نظری و انگاشتی برای تحلیل نظام­مند از کاربست­های برنامه­ریزی مرتبط با بستر اجتماعی و فرهنگی می­باشد. درک رابطه بین برنامه­ریزی فضایی به­عنوان ابزار عملکردی سیاست قلمرویی و بستر فرهنگی شامل الگوهای اقتصادی-اجتماعی و هنجارها، ارزش­ها، سنت­ها و نگرش­های فرهنگی مرتبط بواسطه معرفی انگاشت فرهنگ برنامه­ریزی امکان­پذیر است. فرهنگ برنامه­ریزی به مثابه یک سیستم فرهنگی، تصمیم­ها و داوری­های برنامه­ریزان متاثر از چارچوب­های فردی و جمعی مشترکی است که برنامه­ریزان بواسطه آن، بَستر برنامه­ریزی را درک می­کنند. به سخن دیگر، فرهنگ برنامه­ریزی به پیش زمینه فکری و ارزش های به اشتراک گذاشته شده عاملان درگیر در تمامی مراحل فرایند برنامه­ریزی (تنظیم دستورکار، تصمیم سازی و اجرا) اشاره دارد که بر رفتار و عمل آن­ها تاثیر گذار است. برنامه­ریزان در فرایند کار روزانه خود به داوری متفاوتی دست می­­یازند –آن­ها مشکل برنامه­ریزی را تعریف کرده، اهداف کلان و خرد برنامه­ریزی را تدوین نموده و به اجرای ابزارهای مشخص برای توسعه فضاها، همسایگی­ها، شهرها و مناطق مطلوب و مناسب می­پردازند. آن­ها همواره جهان را از دید دریچه­های فرهنگی درک می­کنند که متشکل از نگرش­ها، ارزش­ها، قواعد، استانداردها و باورهای انباشته یافته و رسوب کرده مشترک فرد برنامه­ریز و نهادهای برنامه­ریزی است. به منظور درک و قیاس کاربست­ها و داوری­های برنامه­ریزی، چارچوب انگاشتی متشکل از ابعاد چارچوب­های شناختی برنامه­ریزان، کنش­گران و تعاملات آن­ها، محیط نهادی و سیستم برنامه­ریزی و محیط اجتماعی معرفی شده است که بر برنامه­ریزی و داوری­های برنامه­ریزان تاثیر گذار است. هدف اصلی چنین بازجُستی، اجتناب از اِنگاشت­پردازی تقلیل­گرایانه از سیستم برنامه­ریزی و مُنفعل دانستن برنامه­ریزان از تفسیر و بازتفسیر قواعد و هنجارها در قالب انگیزه­های فردی و جمعی می­باشد.