قدرت سیاسی؛ مطالعۀ تطبیقی در اندیشۀ لیبرال و اسلامی

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق (ع)

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق گرایش حقوق عمومی- دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه

doi
10.22059/jcl.2014.52947
چکیده

قدرت سیاسی یکی از بنیادی‌ترین واژگان حقوق عمومی محسوب می‌گردد تاجایی که تفکیک قدرت سیاسی و حقوق عمومی از یکدیگر غیرممکن به‌نظر می‌رسد. این در حالی‌ است که گویا این مفهوم به‌عنوان زیربنایی‌ترین مفهوم حقوق عمومی، در اندیشۀ اسلامی و لیبرال متفاوت بوده، میان آن دو تعارض جدی وجود دارد. بررسی این مدعا نیازمند درک صحیح مفهوم قدرت سیاسی و عناصر سازندۀ آن در هریک از حکومت‌های اسلامی و لیبرال است. از‌این‌رو این مقاله نخست به بررسی مفهوم قدرت در لغت، اصطلاح و ادبیات رایج حقوق عمومی با قرائت لیبرالی می‌پردازد و پس از آن جایگاه و مفهوم قدرت سیاسی را در ادبیات دینی با تکیه بر اندیشۀ امام خمینی (ره) مطالعه می‌نماید و در پایان به بررسی مفهوم ولایت به‌عنوان شاکلۀ اصلی و مفهوم متناظر قدرت سیاسی در حکومت اسلامی خواهد پرداخت. درنهایت به‌نظر می‌رسد مفاهیم قدرت سیاسی و ولایت یا مفهوم مشابه اسلامی آن ماهیتاً تفاوت‌های زیادی با یکدیگر داشته باشند، چراکه قدرت سیاسی ریشه در استعلا و استکبار حاکمان دارد؛ درحالی که ولایت ابزاری برای تحقق حاکمیت الهی از طریق نزدیک نمودن قلب‌های مردم به حاکمان است. از‌همین‌رو بر اساس تمایز مفهوم و نگاه به مبنایی‌ترین مفهوم حقوق عمومی در این دو اندیشه، افزون‌بر تفاوت در احتمال و میزان فسادآوری صلاحیت‌های ناشی از قدرت یا ولایت، ساختارهای حقوقی مطلوب به منظور تنظیم محدوده و شیوۀ اعمال آن‌ها نیز به تناسب آن متفاوت خواهد بود.