تدوین چارچوب مفهومی بازآفرینی شهری اجتماعمحور مبتنی بر آموزش در بافتهای تاریخی
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی. دانشکده معماری و شهرسازی . دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکترای شهرسازی اسلامی، دانشکده معماری و شهرسازی ،دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22124/upk.2019.11245.1126چکیده
در سیر تکامل رویکرد بازآفرینی شهری توجه به مقولۀ مشارکت اجتماعی، منجر به شکل گیری رویکرد بازآفرینی شهری اجتماع محور گردیده است. مشارکت مردمی در فرآیند بازآفرینی منجر به افزایش سرمایۀ اجتماعی، حس تعلق به مکان و مسئولیتپذیری نسبت به مکان خواهد شد و نهایتاً پایداری اجتماعی را بوجود خواهد آورد. از آنجایی که مهارت و آگاهی کافی برای ورود به عرصۀ مشارکت در فرآیند توسعۀ محلی، امری ضروری است، به نظر می رسد دلیل عدم مشارکت مردمی در فرآیند مذکور، حاصل فقدان آموزش های موردِ نیاز بوده است. با هدف تبیین رابطۀ بین آموزش و بازآفرینی شهری و همچنین تعیین نقش و جایگاهِ آموزش در فرآیند بازآفرینی شهری اجتماع محور، در پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوا، نظریات، بیانیه ها و منشورهای بینالمللی، واکاوی گردیده اند که در نهایت منجر به تشکیل مدل بازآفرینی شهری اجتماع محور از طریق آموزش شده است. همچنین در پیِ تبیین این رابطه و در پاسخ به این پرسش که «آموزش اجتماعی در فرآیند بازآفرینی شهری اجتماعمحور چه تأثیری خواهد داشت؟»، نظریات و تجربیات موجود مورد بررسی قرار گرفتهاند و سه نوع رویکرد تشخیص دادهشدهاست: استقرار واحدهای آموزش عالی درمحلات هدف، دسترسی عمومی و عادلانه به کاربریهای آموزشی و آموزش های اجتماعی به ساکنان محلات هدف. نتایج تحقیق نشان میدهد اتخاذِ رویکرد مشارکت بعنوان پارادایم برنامه ریزی، منجر به موفقیت پروژههای بازآفرینی شهری خواهد شد، و آموزش به اجتماع نباید ابزاری برای رسیدن به اهداف باشد بلکه ابزار اجرایی برای جلب مشارکت ساکنان باید در نظر گرفته شود و همچنین آموزش در این مفهوم بهعنوان ابزاری برای نیل به توانمندسازی، ظرفیت سازی و نهادسازی در میان ساکنان محله خواهد بود که منجر به آگاهی بخشی و زمینه ساز مشارکت اجتماعی، عامل حساسسازی ساکنان نسبت به محیط و همچنین عامل مسئولیتپذیریِ افراد نسبت به توسعۀ آتی محله خواهد بود.