ارزیابی کارآیی استانهای تولیدکننده کلزای آبی در ایران با استفاده از روش W-DEA
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 پژوهشگر پسادکتری، دانشکده مهندسی، گروه مهندسی صنایع، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.30490/aead.2024.366902.1624چکیده
با توجه به توان مناسب ایران در حوزه کشاورزی و اهمیت صنعت کشاورزی بهعنوان یکی از صنایع غیرنفتی کشور در تأمین خوراک انسان و دام و طیور، سالانه بخش اعظم بودجه اقتصادی کشور صرف واردات دانهها و کنجالههای روغنی و روغن نباتی میشود. یکی از این دانهها که در سالهای اخیر، توجه بسیاری از کشاورزان و تولیدکنندگان را به خود جلب کرده، کلزای آبی است. افزایش توان تولید دانة روغنی کلزا در استانهایی که قابلیت کشت آن را دارند، تا حد ممکن، میتواند از خروج ارز از کشور پیشگیری کند و زمینهای مناسب را برای رسیدن به خودکفایی فراهم آورد. بدین منظور، مهمترین هدف پژوهش حاضر ارزیابی کارآیی هفده استان تولیدکننده کلزای آبی در ایران بود. اطلاعات پژوهش به یک دهه گذشته اختصاص داشت و از وزارت جهاد کشاورزی ایران جمعآوری شد. در این راستا، از دو الگوی «تحلیل پوششی دادههای پنجرهای» (W-DEA) و «بنکر، چارنز و کوپر» موسوم به BCC استفاده شد. عرض پنجرهها در الگوی W-DEA برابر با «سه» در نظر گرفته شده، کارآیی هر استان در این بازهها نسبت به خودش ارزیابی شد؛ سپس، با استفاده از الگوی BCC، محاسبة میانگین نمرات کارآیی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ و مقایسة کارآیی استانها با یکدیگر صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که استانهای تهران، کرمانشاه، خوزستان، فارس و گلستان، با میانگین نمره کارآیی برابر با یک، از توان بسیار مناسب برای تولید کلزا در ایران برخوردارند و پس از آنها، استانهای قم، اردبیل، خراسان رضوی و لرستان در رتبههای بعدی قرار دارند. یافتههای پژوهش، با ارائه سطوح بینش از میزان مناسب در ارتباط با توزیع صحیح منابع، تأثیر سیاست، پذیرش فناوری و پایداری، میتواند به افزایش بهرهوری و ترویج بهترین شیوهها در کشاورزی کلزا کمک کند. شناسایی استانهای دارای قابلیت و توان افزایش تولید این محصول راهبردی، نهتنها به نفع کشاورزان است، بلکه به اهداف توسعه کشاورزی گستردهتر در داخل کشور نیز یاری میرساند..