بررسی وضعیت اقتصادی و زیستمحیطی گل محمدی در منطقه سیستان
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 دانشیار گروه زراعت، دانشگاه زابل، زابل، ایران
3 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
4 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
5 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
6 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.30490/aead.2024.367172.1628چکیده
کشاورزی یکی از زمینههای اصلی نیازمند توجه در راستای دستیابی به توسعه پایدار بهشمار میرود. از اینرو، پرداختن به مشکلات اقتصادی، زیستمحیطی و اخلاقی در سراسر جهان ضروری است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی وضعیت اقتصادی و پایداری گل محمدی، در منطقه سیستان صورت پذیرفت. آمار و اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه از 86 باغدار منطقه سیستان در سال زراعی 1400-1401 بهدست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از روشهای امرژی (EYR)، حاشیه بازار و رگرسیون فضایی صورت گرفت. نسبت عملکرد امرژی (EYR) برای نظامهای تولید گل محمدی در شهرستانهای زابل، زهک (بخش مرکزی)، زهک (بخش جزینک)، هیرمند و نیمروز (بخش صابری)، بهترتیب، 033/6، 356/8، 750/11، 823/6 و 326/11 بود. کمترین و بیشترین حاشیه خردهفروشی در محصولات گل محمدی و گلاب، بهترتیب، در شهرستانهای نیمروز و زابل مشاهده شد. بررسی کارآیی فنی محصولات بین مناطق مختلف نشاندهنده بالا بودن این شاخص برای محصول گلاب در شهرستان زابل بود. مقدار 2R در مدل رگرسیون ساده برابر با 0/63 بود و رگرسیون فضایی 0/99 به دست آمد. در خصوص حاشیه بازاریابی برای محصول گلاب در منطقه سیستان، میتوان گفت که علاوه بر سایر عوامل مؤثر در حاشیه بازاریابی، موقعیت کشاورزان نسبت به مناطق مجاور (به لحاظ موقعیت فضایی) نیز تأثیر مستقیم و معنیدار بر نمونههای مجاور از نظر حاشیه بازاریابی این محصول دارد. از آنجا که گلاب بهعنوان یک محصول فرآوریشده مطرح بوده و پایداری نظام تولید گل محمدی به لحاظ زیستمحیطی در شهرستان زابل مطلوبتر از سایر مناطق مورد بررسی است، با اعمال سیاست افزایش سطح زیر کشت و ایجاد تغییرات فناوری در زمینه کشت، فرآوری و صنایع تبدیلی، میتوان گامی مهم در راستای پایداری و توانمندسازی اقتصادی بهرهبرداران برداشت.