ارزیابی توسعه میان افزا در محله های شهری با رویکرد زمینه گرایی در افزایش تعاملات ساکنین (مطالعه موردی:کوی دانش تبریز)

نویسندگان

1 مربی، گروه طراحی شهری و شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22124/upk.2018.10588.1099
چکیده

توسعه میان­افزا، ضرورت گریزناپذیر شهر در مواجهه با رشد بی­رویه شهرنشینی، خزش شهر به حاشیه­ها و پراکنده­رویی می­باشد. اما تأثیر توجه به پیامد آن  بر پیکره­شهر در بهبود اقدامات آتی، ضرورت تمرکز بر مرحله ارزیابی را به رغم تأخر زمانی نسبت به مراحل اولیه توسعه، در درجه بالایی از اهمیت قرارداده و لزوم سنجش موفقیت هر توسعه را در گذر زمان در تطابق با اهداف مشخص شده از سوی نهادهای شهری و برنامه­های فرادست ایجاب میکند. اگرچه رشد شهر حاصل تعامل پیچیده­ی عوامل مختلف و گاهاً پنهان در طول زمان بوده و به تدریج نمود می­یابد؛ لیکن بازتاب کلیه­ی تصمیمات کلان و عوامل تاثیر گذار، اعم از کالبدی و کارکردی به مرور در محتوای ذهنی ساکنین بروز می­یابد. بر­این اساس میزان همگرایی ذهنی و اتفاق­نظر شهروندان در جهت تعامل هرچه بیشتر می­تواند نشانه­ای از اتخاذ تصمیمات به جا در بدو شکل گیری و انسجام حاصل از توسعه­ای موفق  و معیاری بر میزان تعاملات بخش اضافه­شده با زمینه، به لحاظ کارکردی و فضایی تبیین و تعبیر شود. هدف از این پژوهش  ارزیابی موفقیت توسعه میان­افزا در مطالعه موردی کوی­دانش تبریز پس از سپری شدن سه دهه از جاگیری در محله قدیمی امامیه با معیارهای مستخرج از اصول زمینه­گرایی و تاثیر آنها در محتوای ذهنی ساکنین می­باشد. دراین مقاله کوشیده شده است با مراجعه به منابع معتبر علمی، معیارهای ارزیابی توسعه میان­افزا بر اساس رویکرد زمینه­گرایی با روش متنی روایی استخراج و درنهایت میزان همگرایی ذهنی اهالی درمطابقت با این معیارها در مطالعه موردی کوی­دانش تبریز از طریق پرسشنامه و مصاحبه، با روش تحلیل داده­های کمی مورد­بررسی قرارگیرد. نتایج مطالعات نشان می­دهد ساکنین کوی دانش به غیر از تعاملات اجتماعی و فرهنگی و تعهد اکولوژیکی از حیث سایر معیارهای زمینه­گرایی اعم از مشارکت فضایی، معنایی، تاریخی، تمایلی برای تعامل با محلات مجاور نداشته و در مجموع ترجیح بر دوری­گزینی دارند.