تاثیر رفاه دیجیتالی بر سلامت روان و سبک زندگی اسلامی دانشجویان علوم پزشکی

نویسندگان

1 استادیار، گروه برنامه‌ریزی درسی، دانشکدۀ علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس نسیبه، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ، روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، ایران

3 عضو هیئت‌علمی، استادیار گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران غرب، تهران، ایران

4 عضو هیئت‌علمی، استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ، روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، زاهدان، ایران

5 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشکدۀ، روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

6 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران

doi
چکیده

هدف: دیجیتالی شدن ارتباطات، تغییراتی در سبک زندگی افراد جامعه‌ایجاد نموده است، توجه به‌سلامت روان و سبک زندگی دانشجویان علوم پزشکی به‌عنوان حامیان سلامت آیندۀ یک جامعه اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار است. استفاده از شبکه­های اجتماعی منجر به دگرگونی فعالیت‌ها، تعاملات، معنویت در زندگی و گردآوری اطلاعات روزمرۀ دانشجویان شده است بنابراین پژوهش حاضر به بررسی تأثیر رفاه دیجیتالی بر سلامت روان و سبک زندگی اسلامی دانشجویان علوم پزشکی پرداخته است. مواد و روش: پژوهش کاربردی حاضر، ازنظر میزان نظارت و کنترل از نوع تحقیقات میدانی و ازنظر گردآوری داده­ها از نوع پژوهش توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه زابل در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402-1401 هستند که تعداد آن‌ها 1769 نفراست. حجم نمونه با کمک جدول کرجسی و مورگان 316 نفر به روش نمونه­گیری تصادفی– طبقه­ای برحسب جنسیت است که حجم هر طبقه (200 نفر زن و 116 نفر مرد) در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ، پرسشنامه استاندارد کاربست شبکه­های اجتماعی مجازی خواجه احمدی و همکاران (١٣٩٥) و پرسشنامه سبک زندگی اسلامی تقوایی یزدی (1402) بود. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از جداول توصیف فراوانی، واریانس، انحراف استاندارد انجام‌شده و در بخش استنباطی، آزمون تی‌تست مورداستفاده قرار گرفت. یافته­ها: طبق یافته‌های پژوهش: رفاه دیجیتالی بر علائم جسمانی و وضعیت عمومی، عملکرد اجتماعی، افسردگی و سبک زندگی اسلامی دانشجویان علوم پزشکی اثرگذار است (p≤0/05)، اما رفاه دیجیتالی بر اضطراب دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه زابل اثرگذار نیست (p≥0/05) نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر لازم است ارتقاء تاب‌آوری سلامت روان و رسیدگی به مسائل مرتبط با آن باید در اولویت سیاست‌های بهداشت عمومی دانشجویان علوم پزشکی قرار گیرد.