مقایسۀ ساخت کالبدی-فضایی و اجتماعی-اقتصادی مساکن مهر از منظر ساکنان (مورد مطالعه: شهر جدید سهند تبریز و شهر گلبهار مشهد)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی اسلامی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
2 استاد گروه شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
3 استادیار گروه شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز
doi
10.22059/jisr.2020.295447.997چکیده
با اجراییشدن سیاست مسکن مهر در راستای تأمین مسکن اقشار کمدرآمد، مشکلات ساختاری-کالبدی و اجتماعی-اقتصادی پدیدار شده است. در این میان، احساس نابرابری اجتماعی و جداییگزینی فضایی ساکنان (با توجه به وابستگی به کلانشهر همجوار)، از جمله مسائلی است که با وجود اهمیتداشتن، کمتر مدنظر قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی نحوة ارتباط ساخت کالبدی مجموعة مساکن مهر با ساخت اجتماعی- اقتصادی آن، به کندوکاو در کنشهای مرتبط ساکنان پرداخته است. همچنین به روش مقایسهای در دو نمونة 50 عددی مستقل (مسکن مهر شهر جدید سهند تبریز و شهر گلبهار مشهد) و روش خوشهای در فازهای مختلف پروژه انجام شده است. دادهها از نظر توصیفی و استنباطی با نرمافزار SPSS نسخة 20 تحلیل شدند. ابتدا برای تعیین نرمالبودن دادهها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد و نتایج آزمون، نرمالبودن دادهها را تأیید کرد؛ از اینرو با آزمون t فرضیة اصلی پژوهش آزموده شد. براساس یافتهها، میان ساخت فضایی توسعة مسکن مهر (25 گویة اصلی) و ساخت اجتماعی آن (14 گویة اصلی)، رابطة مستقیم و معناداری (ضریب پیرسون 68/0) وجود دارد. مطالعة نمونهها با آزمون t نشان میدهد، با وجود تفاوت معنادار دادهها در ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی (با میانگین بیشتر در نمونة گلبهار) و ابعاد خدماتی و اقتصادی (با میانگین بیشتر در نمونة سهند)، بعد کالبدی از وضعیت نسبتاً مشابهی در نمونهها برخوردار است. همچنین بین میانگینهای محاسباتی آزمون t، مؤلفههای ساخت کالبدی-فضایی و ساخت اجتماعی-اقتصادی تفاوت معناداری مشاهده نشد. با وجود اینکه امتیاز محاسباتی در هر دو گروه، متوسط به پایین بود، در نمونة گلبهار با اختلاف اندک، امتیاز بیشتری برآورد شد. بر مبنای نتایج، تبعیض محسوس در ارائة خدمات و دسترسی به امکانات شهری در کنار دورافتادهبودن امکانات فضایی، در شکلگیری و تشدید احساس نابرابری اجتماعی و جداییگزینی فضایی این مجتمعها، نقش مهمی ایفا کرده است.