رابطه نشخوار ذهنی و باورهای غیرمنطقی با وسواس مرگ زنان باردار: نقش میانجی سبک زندگی اسلامی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد، گروه روان‌شناسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران

2 کارشناسی ارشد، گروه روان‌شناسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران

3 کارشناسی ارشد، گروه روان‌شناسی، واحد بندر گز، دانشگاه آزاد اسلامی، بندر گز، ایران

4 استادیار، گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران

5 استادیار، گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران

doi
چکیده

هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی سبک زندگی اسلامی در رابطه بین نشخوار ذهنی[1] و باورهای غیرمنطقی با وسواس مرگ زنان باردار انجام شد. مواد و روش­ها: تحقیق حاضر از منظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، همبستگی و طرح معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه زنان باردار مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های شهر گنبد در سال 1400 بود که ازاین‌بین به روش نمونه­گیری غیر تصادفی در دسترس 370 نفر انتخاب و به مقیاس سبک زندگی اسلامی کاویانی (1388)، مقیاس نشخوار ذهنی نولن و مارو (1991)، مقیاس باورهای غیرمنطقی جونز (1968) و مقیاس وسواس مرگ عبدالخالق (1998) پاسخ دادند. سپس داده­ها از طریق تحلیل مسیر با استفاده از SPSS و LISREL تحلیل شد. یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که اثر مستقیم نشخوار ذهنی و باورهای غیرمنطقی بر وسواس مرگ و نشخوار ذهنی و باورهای غیرمنطقی بر سبک زندگی اسلامی معنادار است (p<0/01). اثر غیرمستقیم نشخوار ذهنی و باورهای غیرمنطقی از طریق سبک زندگی اسلامی بر وسواس مرگ معنادار است (p<0/01). نتایج شاخص نیکویی برازش مدل نشان داد مدل پژوهش از نیکویی برازش مناسبی برخوردار بود. نتیجه ­گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، متخصصان و درمانگران حوزه سلامت می‌توانند از طریق کاهش نشخوار ذهنی و باورهای غیرمنطقی زنان باردار از یک‌سو و افزایش سبک زندگی اسلامی آن‌ها از سوی دیگر وسواس مرگ آن‌ها را بهبود بخشند.