پراگماتیسم و برنامهریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
2 گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
doi
10.22059/jurbangeo.2025.385341.2012چکیده
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامهریزی منتسب به آن میشود. درحالیکه پراگماتیسم به ما کمک میکند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابلپیشبینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامهریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگیهای برنامهریزی پراگماتیسمی انجامشده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد، تجربهگرایی، عملگرایی، فایدهگرایی و ابزارگرایی مهمترین مشخصههای پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عملگرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربهگرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهمترین مشخصههای نئو پراگماتیسم میباشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهمترین مشخصههای برنامهریزی پراگماتیسمی میباشد. در نتیجه برنامهریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن همزمان فرایند و فراورده برنامهریزی بهصورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابلپیشبینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامهریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامهریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه بهعنوان بخشی از پروژه بلکه بهعنوان اساس آن و استفاده از تکنیکهای متکثر میتواند مؤثرتر از سایر سنتهای برنامهریزی عمل کند