نگرش رویکردی مدیران شهری به ساماندهی بافتهای ناکارآمد شهری مطالعه موردی: به افتهای اسکان غیررسمی شهر زنجان
نویسندگان
1 گروه آموزش جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22059/jurbangeo.2025.386415.2018چکیده
علیرغم گذشت چندین دهه از روند اجرای طرحهای ساماندهی بافتهای ناکارآمد شهری، هنوز این مسئله بهعنوان موضوعی نوظهور شناخته میشود که نهتنها تکراری نشده است بلکه با بروز مسائل جدید ابعاد تازهای به خود گرفته است. در این فرایند آنچه بار موفقیت یا ناکارآمدی مداخله را به عهده دارد مدیریت شهری است که همواره تصمیمساز و تصمیمگیر مداخله بوده است. این مطالعه از نوع تحقیقات آمیخته (کمی و کیفی) با ماهیت اکتشافی است که ساختار آن بر چارچوب استقرایی - تفسیری و اثباتگرایی بنیان نهاد شده است. جامعه موردمطالعه مدیران شهری شهر زنجان، باتجربه مداخله در بافتهای ناکارآمد شهری (اعضای ستاد ساماندهی اسکان غیررسمی) میباشند. حجم نمونه با اشباع نظری و در تطابق با اصول روششناسی کیو 25 نفر بوده است. دادهها بهصورت کیفی مبتنی بر گزارههای کیو و کمی (تحلیل عاملی اکتشافی) تجزیهوتحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد از مجموع 40 کیو مستخرج شده، 7 مضمون ناکارآمدی طرحها، توزیع نامناسب منابع شهری، اقتصاد ساکنان، حقوق مالکیت، ناکارآمدی مدیریت شهری، طرحهای توسعه، ظرفیت محلی و قدرت شهری مفاهیم اصلی مداخله در بافتهای اسکان غیررسمی را شکل میدهند. یافتههای تحلیل عاملی اکتشافی نشان میدهد پنج عامل قدرت شهری، عدالت توزیع، اقتصاد، ناکارآمدی طرحها و حقوق مالکیت ذهنیت و نگرش اصلی مدیران در مواجه با بافتهای ناکارآمد میباشد. نتایج نشان میدهد قدرت شهری با اختصاص 33 درصد بار عاملی بهعنوان ذهنیت برتر مدیران شهری در مداخله لحاظ گردیده و بهترین روش مداخله را قدرتمندسازی ساکنان جهت حضور در مدیریت شهری میدانند.