کاربست نظریه نوشهرگرایی در شهرسازی: موافقان و مخالفان
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی شهری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22124/upk.2018.8738.1006چکیده
در طی چند دهه اخیر نوشهرگرایی بهعنوان موضوعی بحثبرانگیز در مقابل الگوهای سنتی و رایج شهرسازی تبدیلشده است و بهعنوان یک جنبش پیشرو در پاسخ به شکست شهرها و حومهها در اواسط قرن بیستم توسعه یافت. نوشهرگرایان، همانند حامیان باغشهرها و پیش از آنها مدرنیستها، کار خود را با امید بسیار به برطرف کردن نیازهای اقشار آسیبپذیر و بازگرداندن زیبایی و شخصیت به شهرها آغاز کردند. در این راستا این پژوهش درپی پاسخ به این سؤالات میباشد که نوشهرگرایی تا چه حد توانسته به برنامهریزی یک اجتماع خوب منجر شود؟ چگونه نوشهرگرایی نظریه مرتبط با خود را توسعه داده و به درک ما از این نظریه کمک میکند؟ در این پژوهش با روش تحلیل محتوا به بررسی دیدگاهها و ایدههای مختلف درزمینه نوشهرگرایی و شکلگیری آن از نظریه تا کاربست و انتقادات وارد بر آن پرداخته میشود و درنهایت در رابطه با معایب و مزایای اجرای آن در ایران بحث میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد اگرچه نوشهرگرایان خواستار تغییر وضعیت پیرامون خود بودند و تصور شهرهایی بدون حومه را در سر داشتند، اما در عمل هنوز نتوانستهاند اصول ارزشیای را که این نظریه هنجاری بر آن پایبند بود بهگونهای مناسب در ساخت جوامع خوب به کاربندند و منتقدان آنها میگویند نوشهرگراها بهجای نجات شهرها، درنهایت در خدمت منافع فرآیند توسعه درآمدند و انتخابهایی که فرمهای نوشهری پیشنهاد میکنند بیش از آنکه مرتبط با خواست مردم باشند، به فکر تولید و پایداری فعالیتهای اقتصادی در بازار فروش هستند. طراحان نوشهرگرا بهمنظور رعایت تنوع شهری از گوناگونی اشکال طرفداری میکنند، اما تاب تحمل دیدگاههای مخالف دربارهی شکل و ویژگی محیطهای شهری را ندارند و رویکرد نوشهرگرایی مشارکت دموکراتیک را در تضاد با تصمیمهای تخصصی طراحان واجد شرایطی قرار میدهد که اصول فرمی اجتماع خوب را میدانند. از نظر آنها دموکراسی ممکن است کیفیت طراحی شهری را تقلیل دهد.