بررسی ولایت مطلقه حضرت فاطمه (س) در شعر فارسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری عرفان اسلامی و اندیشه امام خمینی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
10.22034/jis.2025.448836.1951
چکیده

در پرتو شناخت دقیق مبحث ولایت مطلقه، می‌توان بسیاری از ابعاد اعتقادی مکتب تشیع درباره شخصیت حضرت فاطمه؟سها؟ را تحلیل و تبیین کرد. بسیاری از دوستداران خاندان پیامبر؟ص؟، زبان شعر را که همواره مورد توجه و اقبال مخاطبان قرار داشته، برگزیده‌اند تا مقولۀ عرفانیِ ولایت را بر پایۀ منظومۀ فکری خویش تفسیر کنند. به‌ بیانی دیگر، از روزگار ناصرخسرو تاکنون، شمار قابل‌توجهی از شاعران متقدّم، مراتب قدسی و مقام ولایت مطلقۀ حضرت فاطمه؟سها؟ را در آثار خود بازتاب داده‌اند تا با استناد به این مقام، به برخی ابهام‌ها و استدلال‌های ناروا -همچون فاعلیت در آفرینش- پاسخ دهند. این جریان فکری در شعر معاصر نیز با بهره‌گیری از تعابیر نوپدید و مفاهیم برساختۀ حول محور ولایت، بسط و گسترش یافته است. در اشعار فارسی، ولایت مطلقه به ‌معنای نزدیک‌ترین موجود به حق در سیر نزولی، و مرتبه‌ای از کمال جوهری در سیر صعودیِ آفرینش دانسته شده است. «ولیّ» در این سیر صعودی، واسطۀ فیض مدام شمرده می‌شود و با تصرف معنوی در امور دنیا و آخرت، موجبات رشد و پرورش ارادتمندان و شیعیان را فراهم می‌سازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که شاعران، مقام ولایی حضرت فاطمه؟سها؟ را در سیر نزولی و صعودی آفرینش چگونه بازنمایی کرده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شاعران معاصر، ولایت‌پذیری حضرت فاطمه؟سها؟ از مولا علی؟ع؟ را نمودی از جریان فیض و سریان ولایت دانسته‌اند. همچنین، تلقی از حضرت به‌عنوان علت غایی آفرینش، در زبان شاعرانه، بیشتر ناظر به تبرّک و ابراز ارادت بوده است تا اثبات فاعلیت واقعی در نظام خلقت.