تحلیل اثر سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی بر توسعه پایدار محلی در استان های کشور ایران: رهیافت دادههای تلفیقی فضایی
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، دانشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
doi
10.22059/jte.2025.399521.1009022چکیده
نظر به چالشهای محیطزیستی و نابرابریهای توسعهای در مناطق مختلف ایران، شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار محلی و درک پویاییهای فضایی آن، اهمیتی دوچندان یافته است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۳۱ استان ایران بوده و دادههای فصلی طی بازه زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۳ مورد استفاده قرار گرفته است. روش تخمین، اقتصادسنجی فضایی بوده و برای تحلیل روابط مکانی از ماتریس وزن فضایی مبتنی بر فاصله جغرافیایی معکوس بین مراکز استانها استفاده شده است. دو مدل رگرسیونی فضایی وقفه فضایی (SAR) و دوربین فضایی (SDM) با در نظر گرفتن وقفههای مکانی متغیر وابسته و متغیرهای مستقل برآورد شدهاند. نتایج مدل دوربین فضایی نشان داد که متغیر تعداد سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی با ضریب 291/0و مخارج جاری دولت در امور محیطزیستی با ضریب 198/0 هر دو اثر مثبت و معناداری بر شاخص توسعه پایدار محلی دارند. همچنین، اثر تعاملی متغیرهای تعداد سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی با مخارج جاری دولت در امور محیطزیستی نیز مثبت و معنادار بدست آمد (112/0). ضریب وقفه فضایی نیز برابر با 318/0 بود که حاکی از وابستگی مثبت توسعه پایدار میان استانهای مجاور است. در مدل فضایی وقفه فضایی نیز، تعداد سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی با ضریب 273/0 و مخارج جاری دولت در امور محیطزیستی با ضریب 181/0 اثر مثبت و معناداری داشتهاند، در حالی که اثر تعاملی آنها 105/0 برآورد شده است. ضریب وقفه فضایی در این مدل، معنادار و برابر 301/0 بود. در هر دو مدل، متغیرهای کنترلی سطح سواد و شهرنشینی اثری مثبت و معنادار، و نرخ بیکاری اثری منفی و معنادار بر توسعه پایدار محلی داشتهاند. یافتهها بیانگر آن است که تقویت مشارکتهای اجتماعی از طریق گسترش سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی و حمایت مالی هدفمند از فعالیتهای محیطزیستی، نقش مهمی در ارتقاء توسعه پایدار مناطق ایفا میکند. از آنجا که توسعه پایدار دارای پویایی فضایی است، طراحی سیاستهای منطقهای هماهنگ و مبتنی بر ظرفیتهای محلی و همجواریهای جغرافیایی، میتواند اثربخشی برنامهریزیهای توسعهای را بهطور معناداری افزایش دهد.