بررسی تنوع ژنتیکی و ساختار جمعیت در برخی ژرم پلاسم های گل محمدی (.Rosa damascena Mill) ایران با استفاده از نشانگرهای ISSR
نویسندگان
1 دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
2 کرج کرج-پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران-گروه زراعت و اصلاح نباتات
3 گروه بیوتکنولوژی و به نژادی گیاهی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
4 گروه بیوتکنولوژی و به نژادی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران ،ایران
5 مرکز تحقیقات گیاهان دارویی، پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی، کرج، ایران
doi
10.22103/jab.2022.18496.1357چکیده
هدف: : آگاهی از تنوع ژنتیکی و ساختار جمعیت در حفاظت از ژرمپلاسم گیاهی و جلوگیری از ضعیف شدن پایه ژنتیکی گونههای زراعی موجود بسیار مؤثر است و فرصت بهرهگیری از پتانسیل ژنهای مطلوب در خزانه ژنتیکی را در برنامههای بهنژادی فراهم میکند. هدف از این مطالعه بررسی تنوع ژنتیکی در ژرمپلاسم گل محمدی جمعآوری شده از مناطق مختلف ایران و شناسایی روابط ژنتیکی جمعیتهای مختلف به منظور استفاده در برنامههای بهنژادی و حفاظت از ذخایر ژنتیکی میباشد.مواد و روشها: تنوع ژنتیکی و ساختار جمعیت در یک مجموعه از ژرمپلاسم گل محمدی (Rosa damascena Mill)، شامل 40 اکسشن جمعآوری شده از پنج منطقه جغرافیایی ایران با استفاده از نشانگرهای بین ریزماهوارهای مورد ارزیابی قرار گرفت.نتایج: دوازده آغازگر ISSR، 202 قطعه ژنومی چند شکل تکثیر نمودند، تعداد این باندها در آغازگرهای مختلف از 15 تا 18 متغیر و میانگین آنها 83/16 به دست آمد. متوسط شاخص محتوای اطلاعات چندشکل (PIC) و شاخص نشانگر (MI) برای آغازگرهای مورد استفاده به ترتیب بین 35/0 تا 46/0 و 25/5 تا 28/8 متغیر بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) نشان داد که تنوع درون جمعیتی سهم بیشتری (93 درصد) از تنوع مولکولی کل را به خود اختصاص داد. دندروگرام حاصل از تجزیه خوشهای بر اساس الگوریتم اتصال- همسایگی (NJ) اکسشنهای مورد مطالعه را در 3 گروه اصلی دستهبندی کرد و گروهبندی توسط تجزیه به مختصات اصلی (PCoA) مورد تائید قرار گرفت. بیشترین مقدار فاصله ژنتیکی (837/0) بر اساس ضریب جاکارد بین اکسشنهای هرمزگان و برزک 3 و کمترین فاصله ژنتیکی (141/0) بین اکسشنهای سمنان 1 و سمنان 2 مشاهده شد. نتایج بررسی ساختار جمعیتها با استفاده از نرمافزار STRUCTUR بیانگر عدم وجود ارتباط قوی با پراکنش جغرافیایی اکسشنها بود.نتیجهگیری: تجزیه خوشهای و تجزیه به مختصات اصلی با روابط ژنتیکی حاصل از تجزیه ساختار جمعیت در بسیاری از موارد سازگار بودند. یافتهها نشان داد که گروهبندی اکسشنها بر اساس دادههای مولکولی با منشأ جغرافیایی آنها ارتباط قوی ندارد، در نتیجه احتمال جریان ژن بین جمعیتها تقویت میشود. تنوع ژنتیکی به دست آمده به وسیله نشانگر ISSR نشاندهنده قابلیت شناسایی تفاوتهای بینگونهای و درونگونهای این نشانگر میباشد.