تحلیل تاریخی سیاستهای مسکن ایران از دوران پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۴۰۰
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.
2 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
3 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2024.381358.1981چکیده
مسکن بهعنوان یکی از حقوق اساسی انسانها در بیانیهها و قوانین اساسی کشورهای مختلف مورد تأکید قرارگرفته و سیاستهای مختلفی در این رابطه مطرحشده است. در ایران سیاستگذاری مسکن از برنامه سوم عمرانی آغازشده و بعد از انقلاب با تصویب قانون اساسی و مطرحشدن مسکن بهعنوان حق همگانی، ادامه یافته است. بااینوجود تأمین مسکن در ایران همچنان بهعنوان یک مشکل مطرح است. بر همین اساس تحلیل سیاستهای مسکن ایران از گذشته تاکنون و قیاس آن با استراتژیهای جهانی تأمین مسکن و یکدیگر، ضروری است. در همین رابطه پژوهش حاضر باهدف تحلیل سیاستهای مسکن ایران با روش تحلیل محتوای تاریخی-قیاسی تدوین و دادهها با روش کتابخانهای گردآوریشده و به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که محتوا و اهداف سیاستهای مسکن از زمان انقلاب تا سال ۱۴۰۰ چه تغییراتی داشته و در هر دوره کدامیک از رویکردهای جهانی تأمین مسکن مورداستفاده قرارگرفته است؟ در همین رابطه بر مبنای رویکرد قیاسی در تحلیل محتوا، چارچوبی از تحلیل محتوای سیاست-عمومی مبتنی بر اهداف، ابزارها و نهادهای درگیر انتخاب و اسناد فرادست مسکن هر دوره بر اساس مقولات کلان چارچوب انتخابی تحلیل و در نهایت رویکرد جهانی مورداستفاده هر دوره تعیین گردید. نتایج پژوهش نشان میدهد که سیاستهای مسکن ایران در دوره تحلیل عمدتاً مبتنی بر رویکردهای جهانی مورداستفاده تا اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی با اهداف اجتماعی و پسازآن اقتصادی بوده است. در همین راستا ابزارهای مورداستفاده نیز عمدتاً شامل امتیازات ویژه و وامها، تفویض مقررات، قوانین فرماندهی، حمایت مالی گروههای ذینفع و ارائه مستقیم کالا بوده است. در همین رابطه نقش تعیینکننده وزارت مسکن و شهرسازی در سیاستها باعث شده که نهادهای درگیر عمدتاً کارگزاران اداری باشند و پسازآن نیز با توجه به اهمیت مشارکت در سیاستها، شهروندان بهعنوان دومین گروه از نهادهای درگیر مطرح شوند.