پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس مهارگری هیجانی-کلامی و خطاهای شناختی زوجین
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده علوم تربیتی و روانش ناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکده علوم تربیتی و روانش ناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر تعیین سهم و نقش پیشبینی کنندگی طلاق عاطفی بر اساس مهارگری هیجانی-کلامی و خطاهای شناختی در زوجین است.مواد و روشها: پژوهش از نظر هدفکاربرد، از حیث ماهیت: مبتنی بر پارادایم کمی و ازلحاظ گردآوری دادههاتوصیفی- پیمایشی است. جامعه آماریشامل کلیه زوجین شهر اهواز در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 155 زوج واجد ملاکهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای مهارگری زناشویی امینی و همکاران، طلاق عاطفی پورحسین و بیدست و مقیاس باورها و تفکرات زوجین کامرانی و همکاران استفاده شد. با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-21 و آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره، دادههای پژوهش تحلیل شدند.یافتهها: یافتهها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین مهارگری هیجانی-کلامی (623/0 r-) و خطاهای شناختی زوجین (557/0 r-) با طلاق عاطفی بود. نتایج ضریب تعیین نشان داد که نسبتی از واریانس طلاق عاطفی که توسط مهارگری هیجانی کلامی و خطاهای شناختی تبیین میشود تقریباً 42 درصد است. علاوه بر این، نتایج بهدستآمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که مهارگری هیجانی-کلامی (268/0 β -) و خطاهای شناختی زوجین (235/0 β -) پیشبینی کنندههای مثبت و معنادار طلاق عاطفی هستند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشاندهنده نقش مهارگری در شکلدهی به روابط ناسازگار بین زوجین و جایگاه سبک پردازشهای شناختی مبتنی بر تحریف واقعیت، در تداوم تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی بود. کاربستهای درمانی کاهش مهارگری و خطاهای شناختی باهدف کاهش طلاق عاطفی میتواند موجب غنیسازی و سلامت روابط زوجین شود.واژههای کلیدی: خطاهای شناختی، زوجین، طلاق عاطفی، مهارگری هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر تعیین سهم و نقش پیشبینی کنندگی طلاق عاطفی بر اساس مهارگری هیجانی-کلامی و خطاهای شناختی در زوجین است.مواد و روشها: پژوهش از نظر هدفکاربرد، از حیث ماهیت: مبتنی بر پارادایم کمی و ازلحاظ گردآوری دادههاتوصیفی- پیمایشی است. جامعه آماریشامل کلیه زوجین شهر اهواز در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 155 زوج واجد ملاکهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای مهارگری زناشویی امینی و همکاران، طلاق عاطفی پورحسین و بیدست و مقیاس باورها و تفکرات زوجین کامرانی و همکاران استفاده شد. با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-21 و آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره، دادههای پژوهش تحلیل شدند.یافتهها: یافتهها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین مهارگری هیجانی-کلامی (623/0 r-) و خطاهای شناختی زوجین (557/0 r-) با طلاق عاطفی بود. نتایج ضریب تعیین نشان داد که نسبتی از واریانس طلاق عاطفی که توسط مهارگری هیجانی کلامی و خطاهای شناختی تبیین میشود تقریباً 42 درصد است. علاوه بر این، نتایج بهدستآمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که مهارگری هیجانی-کلامی (268/0 β -) و خطاهای شناختی زوجین (235/0 β -) پیشبینی کنندههای مثبت و معنادار طلاق عاطفی هستند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشاندهنده نقش مهارگری در شکلدهی به روابط ناسازگار بین زوجین و جایگاه سبک پردازشهای شناختی مبتنی بر تحریف واقعیت، در تداوم تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی بود. کاربستهای درمانی کاهش مهارگری و خطاهای شناختی باهدف کاهش طلاق عاطفی میتواند موجب غنیسازی و سلامت روابط زوجین شود.