کاربست اخلاق محوری در نظام تربیت رسمی و عمومی استان گلستان (موانع، محدودیتها و راهکارهای کاربردی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت آموزشی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، گلستان، ایران
3 استادیار گروه مدیریت آموزشی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
doi
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش باهدف کاربست اخلاق محوری در نظام تربیت رسمی و عمومی استان گلستان انجام شد. روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه آماری شامل 10 نفر از مدیران و معلمان متوسطه استان گلستان در سال 1403-1402 در بخش کیفی و 382 دانشآموز این مقطع در بخش کمی بود که به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. تحلیل دادهها در بخش کیفی از طریق نرمافزار MaxQDA و در بخش کمی از طریق نرمافزارهای SPSS و Smart PLS انجام شد. یافتهها: در ارتباط با مدل کاربردی اخلاق محور 190 مفهوم در حوزههای شناختی، عاطفی، مهارتی و مدیریتی، برنامهریزی و دانش، تفکر و توانایی، فردی و شخصیتی و نگرش و اعتقادات دینی ارائه شد. همچنین موانع و محدودیتهای ارائه این مدل شامل تفکر و خلاقیت، سلامت و بهداشت، اقتصاد، دفاعی و امنیتی، اجتماعی و جامعهشناختی، اعتقادی و دینی، فرهنگی و هنری، علمی و آموزشی و روانشناختی بود. با توجه به مقادیر R2 میزان کل اثربخشی مؤلفها بر اخلاق کاربردی برابر با 3/75 درصد است. نتیجهگیری: ارزیابی روشها و رویکردهای مؤثر تربیت اخلاقی و ارزشی میتواند گام مؤثری در جهت حل معضلات مربوط به تربیت اخلاقی باشد و برنامهی درسی در جنبههای اهداف، گزینش محتوا، سازماندهی محتوا، تجارب یادگیری و مواد آموزشی با ویژگیهای محیطی و مؤلفههای مدل اخلاقی شناساییشده سازگار شود.