بررسی انگیزههای فساد و تقلب در رفتارهای انسانی از منظر اقتصاد رفتاری (با نگاهی به نظریه چشمانداز)
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، پردیس البرز، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 گروه اقتصاد بین رشته ای، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 گروه اقتصاد بین رشتهای، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jte.2025.389631.1008978چکیده
امروزه رفتار تقلب یک پدیده منفی و به عادتی تبدیل شده است که با فساد مرتبط بوده و میتواند بر روی شاخصهای مختلف اقتصادی جامعه تأثیر بگذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی انگیزههای فساد و تقلب در رفتارهای انسانی از منظر اقتصاد رفتاری با نظریه چشمانداز تدوین شده است. روششناسی این مطالعه بر مبنای اقتصاد رفتاری و به صورت آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان کارشناسی اقتصاد دانشکده تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از بین آنان 80 نفر به روش هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه مداخله (39نفر) و کنترل (41 نفر) جایگزین شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل واریانس دو عاملی با نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. بر این اساس نتایج اثر اصلی سود-زیان و اثر اصلی مداخله بر رفتارهای غیرصادقانه (تقلب) معنیدار نبود. به عبارت دیگر، بین میانگین رفتارهای غیرصادقانه (تقلب) در شرایط سود و زیان و نیز در گروه احتمال کشف جرم و کنترل تفاوت معنیداری وجود ندارد. اما نتایج تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد اثر تعاملی مداخله (احتمال کشف جرم) و سود بر رفتارهای غیرصادقانه (تقلب) معنیدار بود. به طوری که در شرایط سود، میانگین تقلب در زمان احتمال کشف جرم از گروه کنترل بالاتر بود و در شرایط زیان، میانگین تقلب در زمان احتمال کشف جرم از گروه کنترل پایینتر بود. از این رو اجرای استراتژیهای پیشگیری بهتر میتواند محیطی پاکتر، شفافتر و پاسخگوتر ایجاد کند که در نهایت باعث تقویت اعتبار سازمان و کاهش خطر تقلب و فساد میشود