جداسازی و شناسایی مولکولی اکتینومیستهای ریز و سفر گیاه خربزه Cucumis melo با هدف بررسی اثرات محرک رشدی گیاه تحت شرایط تنش زیستی ناشی از قارچ Macrophomina phaseolina
نویسندگان
1 دانش آموخته، دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 مدیر گروه فیزیولوژی گیاهی، پژوهشکده فناوری تولیدات گیاهی، دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 استاد گروه گیاهپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان
4 کرج عضو هیئت علمی پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی
doi
10.22103/jab.2021.17109.1288چکیده
هدف: بیماری ساقسیاه خربزه از مهمترین بیماریهایی است که به میزان قابل توجهی باعث کاهش محصول خربزه میشود. اهداف این پژوهش جداسازی اکتینومیستها از خاک مناطق مختلف کشت خربزه در استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان، بررسی اثرات کنترل زیستی اکتینومیستهای مذکور علیه بیماری ساقسیاه یا پوسیدگی ذغالی خربزه، ارزیابی تولید سیدروفور توسط جدایهها در شرایط آزمایشگاهی، شناسایی مولکولی و سنجش اثر محرک رشدی جدایههای منتخب روی گیاه خربزه و ارزیابی کنترلکنندگی قارچ بیمارگر توسط این جدایهها در شرایط گلخانهای بود.مواد و روشها: هشتاد جدایه اکتینومیست از خاک مناطق مختلف کشت خربزه جدا شد و فعالیت ضد قارچی آنها در برابر عامل بیمارگر مورد بررسی قرار گرفت. جدایههای فعال آنتاگونیست از نظر فعالیتهای زیستی مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله بعدی، کنترل زیستی بیماری ساقسیاه خربزه توسط جدایههای منتخب در محیط گلخانه بررسی شد. نتایج: یافتهها و نتایج پژوهش.نتایج: در نهایت سه جدایه (R1.6, R5.52, R5.56) بر اساس بیشترین هاله ممانعت از رشد قارچ به عنوان برترین جدایههای اکتینومیست انتخاب شدند. این سه جدایه قادر به کلنیزه کردن ریشه خربزه، تولید برخی از آنزیمهای خارج سلولی و کنترل بیماری در گلخانه بودند. جدایه R5.56 بر اساس آنالیز توالی زیرواحد کوچک RNA ریبوزومی (16S rRNA) شناسایی و بر اساس نتایج حاصل این جدایه دارای بالاترین شباهت (98٪) با گونههای استرپتومایسس است.نتیجهگیری: کنترل زیستی عوامل بیمارگر گیاهی، برعکس بکارگیری سموم شیمیایی، به سرعت اثر نمیکند ولی در موارد موفق، مبارزه بیولوژیک اثرات ماندگارتری نسبت به سموم شیمیایی دارد. کنترل بیولوژیک بایستی به عنوان یک مولفه کلیدی از رویکردهای سیستم مدیریت تلفیقی آفات و بیماریهای گیاهی اشاره نمود تا مخاطرات زیست محیطی روشهای مبارزه بکارگیری بیرویه سموم شیمیایی به حداقل برسد. این مطالعه مقدمهای است بر انجام آزمایشات تکمیلی مانند کاربرد آنتاگونیست های مذکور علیه بیمارگر فوق در شرایط مزرعه که باید در مدت زمان حداقل سه سال انجام گردد.