تحلیلی بر عادت واره های کاربران کافه ها در بلوار دانشگاهِ شهر زاهدان
نویسندگان
1 گروه طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر، تهران
2 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، قزوین، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2023.359858.1825چکیده
هدف مقاله حاضر آن است که به تحلیل فضای حاکم بر کافههای خیابان دانشگاه در شهر زاهدان بپردازد. در این راستا، از رویکرد نظری بوردیو و نظریه میدان وی بهره برده شده است. روش تحقیق این پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل دیدگاههای کافهداران و باریستاهای کافههای منتخب در این خیابان بوده که از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، دیدگاه آنها جمعآوریشده است. به این منظور، دو نوع کافه در این خیابان (درمجموع 8 کافه)، مشتمل بر کافههای بیرونبر و کافیشاپ، انتخاب و با 12 نفر مصاحبه انجامشده است. بر اساس نتایج بهدستآمده دو نوع عادتواره مصرف قهوه و اسپرسو (بین بومیان) و کافه نشینی (بیشتر بین دانشجویان) قابلمشاهده است. میدانهای مطرح در بررسی کافهها، مشتمل بر میدان اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و قدرت هستند. کافهداران با بهرهگیری از استراتژیهای متضاد، سعی در جذب کاربران مختلف دارند و میان کنش و فعالیت بومیان و دانشجویان نیز تمایز مشاهده میشود. بررسی ارتباط بین مقولههای شناساییشده نشان داد که مقولههای مرکزی شامل تغییر عادتواره و افزایش مصرف قهوه و تبدیلشدن کافهها به فضایی شبه عمومی و جاذب جمعیت، تحت تأثیر شرایط علی چون تمایل به تغییر موقعیت اجتماعی، تغییرپذیری عادتوارهها و استفاده از قهوه برای درمان است. کنش کاربران کافهها در برابر این تغییرات، پذیرش عادتواره جدید و درعینحال بومیسازی مصرف و فضا است. پیامدهای ناشی از این کنش، کمرنگ شدن محدودیتها، بهبود اقتصاد، ارتباطمداری و اندیشهورزی است.