تفسیر نابردباری اجتماعی از منظر نخبگان دانشگاهی و ارائۀ مدل نظری
نویسندگان
1 استاد دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری بررسی مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی
3 عضو هیئتعلمی گروه جامعهشناسی، دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکزی
doi
10.22059/jisr.2020.294979.996چکیده
نابردباری اجتماعی از جمله مسائل اجتماعی است که در صورت تشدید و فراگیری، انسجام جامعه را به مخاطره میاندازد. مقالۀ حاضر به روش نظریۀ دادهبنیاد، به تحلیل نابردباری اجتماعی از منظر نخبگان دانشگاهی میپردازد. دادهها به روش نظریۀ دادهبنیاد از طریق مصاحبه با نخبگان دانشگاهی بهدست آمد. در نوشتار حاضر، با هدف تفسیر نابردباری اجتماعی به مدلی پارادایمی دست یافتیم که تفسیرکنندۀ ذهنیت کنشگران در خصوص شرایط، راهبردها و پیامدهای نابردباری اجتماعی است. یافتهها از دو نوع رویکرد کنشی و ساختاری در خصوص عوامل نابردباری اجتماعی حکایت دارند. در اتخاذ هریک از راهبردها، چند عامل زمینهای (کنش و ساختار اجتماعی)، مداخلهگر (تبعیض و بیعدالتی در سطح جامعه و شیوع گفتمان تحقیر) و شرایط علی (عوامل کنشی اعم از متغیرهای جمعیتشناختی و جامعهشناختی و عوامل ساختاری اعم از سطوح میانی و کلان) نقش داشتهاند که اتخاذ راهبردهای کنش (آموزش عمومی و تمرکز بر جامعۀ مدنی) پیامدهای دوگانۀ ذهنی-عینی را دربرداشته است. مجموع این عوامل در یک مدل پارادایمی به هم ربط داده شدند و به تصویر کشیده شدند.