تحلیل اثر داستانی البحث عن الشمس بر اساس مربع نظام‌های معنایی لاندوفسکی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه لرستان، ایران

doi
10.22067/jallv16.i4.2412-1491
چکیده

داستان «البحث عن الشمس» نوشتۀ عزالدین جلاوجی، نویسندۀ معاصر الجزایری، بازتاب‌دهندۀ واقعیت سرزمین فلسطین و نبرد مردم آن برای آزادسازی میهنشان و تلاش برای بازیابی هویت ازدست‌رفته است. در این اثر، الگوی لاندوفسکی، از نظریه‌پردازان حوزۀ نشانه‌-معناشناسی، مبنای تحلیل قرارگرفته است. او بر این باور است که معنا در روایت از خلال کنش‌هایی همچون مجاب‌سازی، القا، تشویق، تطبیق و تصادف شکل می‌گیرد و با محوریت یافتن کنش، لایه‌های گوناگون معنایی پدید می‌آید. هدف از انجام پژوهش، تحلیل نظام‌های معنایی موجود در متن رمان بر اساس الگوی لاندوفسکی است. انجام این تحقیق از آن جهت اهمیت و ضرورت داد که می‌تواند درباره نحوه کشف نظام‌های معنایی متن و تحلیل آن‌ها در متون مختلف کمک کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که روایت با فضایی تنش‌آلود و معرفی «مقهور» به‌عنوان شخصیت ایستا آغازشده و در ادامه، شخصیت «غریب» باهدف متقاعد ساختن مقهور برای ایستادگی در برابر ربیب وارد صحنه می‌شود. غریب با گذر از مراحل دشوار مجاب‌سازی، سرانجام موفق می‌شود مقهور را به کنش وادارد؛ کنشی که منجر به بیرون راندن ربیب و شکستن حصاری می‌شود که به دست ربیب و حامیانش بنا شده است. در پایان، با تحقق هم‌آیی و شکل‌گیری توانش کنشی، مقهور به شخصیتی فعال با جهت‌گیری مثبت تبدیل می‌شود و با آغاز کنش از سوی او، فلسطین به‌عنوان ابژۀ ارزشی روایت، به رهایی دست می‌یابد. نظام معنایی برنامه‌داری در مجموع بر دیگر نظام‌های معنایی در این رمان غلبه دارد و باعث حرکت پی‌رفت داستان، خلق حوادث جدید و تغییر وضعیت زیستی کنشگران داستان شده است.