نقدی بر اصطلاح «موسیقی معنوی» شعر
نویسندگان
1 دانشآموختۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تهران (واحد شمال)
doi
10.22067/jls.2021.68636.1036چکیده
یکی از عناصر مهم کلام منظوم، که تقریباً در همه تعاریف شعر دیده میشود، موسیقی آن است. موسیقی شعر را میتوان در سه ساحت «موسیقی بیرونی، کناری و درونی» خلاصه کرد. طرح اصطلاح «موسیقی معنوی شعر» که اولبار از سوی محمدرضا شفیعی کدکنی ارائه شد، پیشنهادی بود که بر آن سه نوع موسیقی شعر، علاوه میشد و اکنون بیش از سه دهه از سابقه این پیشنهاد میگذرد و آن را در همه چاپهای کتاب موسیقی شعر در طی این سالها میتوان دید. در مقاله حاضر برهانهای ارائه شده این طرح بررسی و نقد میشود. نتیجه سخن این است که اتکا به تعبیر واژه «موسیقی» از سوی اخوانالصفا در «رسایل» و همچنین بحث صنعت «جناس معنوی» در برخی کتب بدیعی نمیتواند مبانی محکمی برای طرح اصطلاح موسیقی معنوی شعر باشد؛ چراکه تعبیر اخوانالصفا جنبه ذوقی دارد و نه علمی؛ و مبانی صنعت «جناس معنوی» نیز با آنچه در باب «موسیقی معنوی» ارائه شده است، کاملاً متفاوت است.