بازتاب یک شاخصۀ گویشی، در مصراعی از شاهنامۀ فردوسی: «به آب دو دیده نباید گریست»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

doi
10.22067/jls.2021.69226.1055
چکیده

در این پژوهش، بازتاب یک شاخصۀ گویشی در مصراعی از شاهنامۀ فردوسی نشان داده می‌شود. این مصراع: «به آب دو دیده نباید گریست» در داستان رستم و سهراب آمده است. اغلب شاهنامه‌پژوهان، برای آن شرح و توضیح بیان نکرده‌اند، برخی معانی ارائه شده نیز پذیرفتنی به‌نظر نمی‌رسد. برپایۀ پیشنهاد مطرح شده در این مقاله، دشواری این مصراع از کاربرد تکواژ «به» در معنایی نادر و کمیاب سرچشمه می‌گیرد. با این توضیح که این تکواژ، در این کاربرد، با حرف اضافۀ «به» در فارسی امروز ایران، تحول‌یافتۀ pad در فارسی میانه، پیوندی ندارد، بلکه صورتی دیگر از abē در فارسی میانه معادل "بی و بدونِ" در فارسی امروز ایران است. بر این مبنا، عبارت کِنایی «به آب دو دیده گریستن (= بی‌اشک گریستن)» به معنی "مستأصل و درمانده شدن" است. افزون‌بر این، به‌نظر می‌رسد مصراعِ مذکور برگرفته از یک مَثَلِ محلی باشد که هنوز با همان معنا و مفهوم به‌کار رفته در شاهنامۀ فردوسی،‌ با دو صورت آواییِ: "be ow dida girya kadan" و be âw dida čixrâ mukuna''" در برخی گویش‌های خراسان بزرگ برجای‌مانده است. داده‌های گویشی استفاده ‌شده در این پژوهش، به کمک گویش‌نامه‌ها و پژوهش میدانی فراهم آمده ‌است.