پهنهبندی مکانی خطر سیلاب و ارزیابی مناطق بحرانی در راستای مدیریت و توسعه پایدار ( مطالعه موردی: حوزه آبریز کلارود بابل، استان مازندران)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه ژئومورفولوژی، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استاد دانشگاه ژئومورفولوژی، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دانشجوی دکتری رشته ژئومورفولوژی، دانشکده برنامه ریزی وعلوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22059/ije.2026.405335.1893چکیده
موضوع: پهنهبندی خطر سیلاب و شناسایی مناطق بحرانی با استفاده از مدل تابع شواهد قطعی (EBF) در محیط GIS (حوضۀ آبریز کلارود بابل)هدف: با توجه به افزایش فراوانی و شدت سیلابها تحت تأثیر تغییرات اقلیمی و تغییر کاربری اراضی، این پژوهش با هدف پهنهبندی مکانی خطر سیلاب و تحلیل عوامل مؤثر بر سیلخیزی در حوضۀ آبریز کلارود بابل، با بهرهگیری از مدل تابع شواهد قطعی (EBF) در محیط GIS انجام شد.روش تحقیق: در این مطالعه، دادههای مکانی، توپوگرافی و هیدرولوژیکی سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ گردآوری شد. نقاط وقوع سیلابهای گذشته به عنوان دادههای آموزشی استفاده شد. متغیرهای ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی و شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI) از مدل رقومی ارتفاع استخراج و بهعنوان ورودیهای مدل EBF به کار گرفته شدند. پردازش و مدلسازی در محیط ArcGIS انجام شد و دقت مدل با استفاده از منحنی ROC و شاخص AUC ارزیابی شد.یافتهها: نتایج نشان داد فاصله از رودخانه، شیب و ارتفاع بیشترین نقش را در وقوع سیلاب دارند. مناطق کمارتفاع با شیب نسبتاً زیاد و مجاور آبراههها بالاترین خطر سیلاب را نشان دادند. بیشترین وزن به فاصله از رودخانه (0.36) و کمترین وزن به شاخص TWI (0.09) اختصاص یافت. ارزیابی دقت مدل EBF با مقدار AUC برابر 0.94 بیانگر عملکرد بسیار مطلوب مدل در تفکیک مناطق پایدار، متوسط و بحرانی سیلابی است.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد مدل EBF ابزاری کارآمد و دقیق برای شناسایی مناطق مستعد سیلاب در حوضۀ کلارود است. نتایج این مطالعه میتواند در مدیریت ریسک سیلاب، برنامهریزی کاربری اراضی و تصمیمگیریهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، ترکیب مدل EBF با روشهای فازی و هوش مصنوعی میتواند دقت پیشبینی سیلاب را در حوضههای مرطوب شمال کشور افزایش دهد.