ارائه مدل مفهومی برای حق به شهر زنان و تحلیل ساختار علّی آن در شهر اهواز

نویسندگان

1 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.22059/jurbangeo.2023.352562.1768
چکیده

حق به شهر، از مهم‌ترین حقوق شهروندی است که شرایط متفاوتی می‌توانند موجب کاهش آن برای زنان شود. در این پژوهش آمیخته در ابتدا به کمک مصاحبه‌های عمیق و نیمه ساختاریافته مدل مفهومی برای تبیین شرایط علّی، زمینه‌ای و مداخله‌ای موثر در کاهش حق به شهر زنان ارائه‌شده است، و سپس به کمک مدل‌سازی معادلات ساختاری، شرایط علّی تأثیرگذار بر حق به شهر زنان موردبررسی قرار گرفت. خانواده، قومیت و شرایط جسمی و روحی مهم‌ترین شرایط زمینه‌ای بود که 32 زن ساکن در اهواز برای تأثیرگذاری روی حق به شهر به آن‌ها اشاره کردند. همچنین مشارکت‌کنندگان، سیاست و نهادهای حکومتی، قانون، و سیاست‌های فضایی شهر را مهم‌ترین مداخله در حق به شهر زنان می‌دانستند. امنیت شهر، کنش‌های مطلوب با فضای شهر، عملکرد مثبت جنسیتی فضا، و رفاه اجتماعی از مهم‌ترین شرایط علّی بود که مشارکت‌کنندگان در افزایش حق به شهر زنان به آن اشاره داشتند. داده‌های کمی و بررسی مدل علّی نشان داد که مهم‌ترین و تأثیرگذارترین علّت بر کاهش حق به شهر زنان در کلان‌شهر اهواز امنیت فضای شهری با ضریب مسیر علّی 84/0 و پس‌ازآن سیاست‌گذاری و طراحی‌های شهری با ضریب 79/0 است. توجه بیشتر نهادهای حاکمیتی و اجرایی به‌حق به شهر زنان از طریق وضع قوانین بهتر، طراحی فضاهای مناسب با تفاوت‌های فردی به‌خصوص جنسیت افراد و البته با تأکید بر زنان، و ایجاد مکان‌های امن‌تر در شهر برای زنان، ضمن افزایش زیست پذیری شهر برای همه شهروندان، موجب بهبود حق زنان در فضاهای شهری می‌شود.