ارزیابی مکانی شدت بیابانزایی با معیارهای اقلیم، خاک، پوشش گیاهی و آب و ارائه برنامه مدیریت (مطالعه موردی: استان اصفهان)
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت سرزمینهای خشک، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، ایران
doi
10.22059/ije.2025.404049.1889چکیده
موضوع: تخریب زمین در مناطق خشک و نیمهخشک توسط فعالیتهای انسانی و تغییرات اقلیمی، منجر به بیابانزایی میشود. هدف: در این پژوهش، برای ارزیابی مکانی شدت بیابانزایی در استان اصفهان، از مدل IMDPA با چهار معیار اصلی پوشش گیاهی، خاک، اقلیم و آب استفاده شد. روش تحقیق: معیارها براساس مشاهدات میدانی و شرایط منطقهای امتیازدهی شدند. نقشۀ شاخصهای هر معیار با روش میانگین هندسی تلفیق گردید و سپس با نرمافزار ArcGIS، نقشۀ وضعیت شدت بیابانزایی هر معیار و نقشۀ نهایی استان تهیه شد. همچنین، با مدل SWOT، برنامۀ مدیریتی برای کاهش بیابانزایی تدوین گردید. یافتهها: نتایج حاکی است معیارهای اقلیم، پوشش گیاهی، خاک و آب بهترتیب مهمترین عوامل بیابانزایی هستند. معیار اقلیم با ارزش هندسی 3/08 در کلاس شدید، و پوشش گیاهی (2/72)، خاک (1/98) و آب (1/07) در کلاس متوسط قرار گرفتند. شاخصهای خشکی، بارش سالانه و تجدید پوشش گیاهی مهمترین، و افت سفرۀ آب زیرزمینی، بهرهبرداری از پوشش گیاهی و درصد سنگ و سنگریزه کماهمیتترین عوامل بودند. نتیجهگیری: نقشۀ نهایی نشان داد 5/52 درصد مساحت در کلاس کم و مابقی در کلاس متوسط بیابانزایی است. تحلیل SWOT الگوی تدافعی را برای استان اصفهان نشان داد. از میان نقاط قوت درونی، دانش بومی مناسب بیشترین و انتقال آب به استانهای همجوار کمترین اثر را نشان میدهد. در فرصتهای بیرونی، توجه دولت به بیابانزدایی و احیای زایندهرود بیشترین و بالا بودن ساعات آفتابی برای پنل خورشیدی کمترین تأثیر مثبت را دارند. نقاط ضعف درونی اقلیم خشک و کمآبی بیشترین تأثیر منفی و چرای بیشازحد دام کمترین اثر منفی را دارد؛ همچنین در تهدیدهای بیرونی، همجواری با کویر و تولید ریزگرد بیشترین و مدیریت حاکمیتی ناکارآمد کمترین تأثیر منفی را نشان میدهند.