بهینه‌سازی کشت بافت و انتقال سازه حاوی ژن GME کیوی به گیاه کاهو (Lactuca sativa L. )

نویسندگان

1 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه-استادیار گروه پژوهشی بیوتکنولوژی مقاومت به خشکی دانشگاه رازی کرمانشاه

3 دکتری بیوتکنولوژی کشاورزی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22103/jab.2020.14549.1160
چکیده

هدف: کاهو به دلیل سازگاری با کشت ‌بافت و انتقال پایدار ژن، یک گیاه مدل برای پژوهش‌های علوم بیوتکنولوژی محسوب می‌گردد. ژن GDP-mannose-3´,5´-epimerase (GME) یکی از ژن‌های کلیدیِ مسیر بیوسنتز ویتامین ث در گیاهان می‌باشد. در این تحقیق این ژن که از منبع کیوی جداسازی شده است به گیاه کاهو منتقل شد. مواد و روش‌ها: به‌منظور بهینه‌سازی کشت بافت کاهو آزمایش‌هایی جهت بررسی میزان کالوس‌زایی و باززایی غیرمستقیم با استفاده از اثرات نوع ریز نمونه (برگ لپه‌ای و برگ‌های حقیقی) و 16 ترکیب تنظیم کننده رشد مختلف شامل غلظت‌های 1/0، 02/0، 05/0 و 04/0 میلی‌گرم بر لیتر NAA و غلظت‌های 1/0، 2/0، 4/0 و 6/0 میلی‌گرم بر لیتر BAP و جهت بررسی باززایی غلظت‌های 2/0، 4/0 و 6/0 میلی‌گرم بر لیتر BAP با سه تکرار به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرحِ کاملاً تصادفی اجرا شدند. جهت انتقال ژن GME به این گیاه نیز آزمایشی با استفاده از رقم ستاره و سویه آگروباکتریوم (C58) روی دو نوع ریز نمونه (برگ لپه‌ای‌ و برگ‌های حقیقی) و با مدت زمان تلقیح دو و هشت دقیقه با سه تکرار به صورت فاکتوریل در قالب طرحِ کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج: نتایج حاصل از مقایسه میانگین‌ها نشان داد که در ریز نمونه‌های برگ حقیقی و برگ لپه‌ای غلظت‌های 1/0 میلی‌گرم بر لیتر BAP و 04/0 میلی‌گرم بر لیتر NAA بیشترین کالوس‌زایی و باززایی غیرمستقیم را به میزان 100 درصد داشتند. نتایج حاصل از آزمایش انتقال ژن به کاهو حضور سازه موردنظر را در گیاهان تراریخته تأیید کرد. نتیجه‌گیری: در آزمایش انتقال ژن، ریز نمونه برگ‌های حقیقی و مدت زمان تلقیح دو دقیقه با میزان 18 درصد تراریختی مناسب‌تر بودند.