تحلیل فرآیند شکل‌گیری هسته‌های فرعی در ساختار فضایی با تأکید بر الگوی سکونت و فعالیت مطالعه موردی: کلان‌شهر کرمانشاه

نویسندگان

1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

3 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

doi
10.22059/jurbangeo.2023.348314.1731
چکیده

در چند سال اخیر مفاهیم متنوعی از ساختار فضایی شهری ـ منطقه‌ای توسعه‌یافته است و ساختار فضایی شهرهای بزرگ ویژگی چندهسته‌ای را به نمایش گذاشته است. پدیده چندهسته‌ای شدن ذاتی کلان‌شهرها بوده و مطالعات حاکی از کارایی بیشتر و تأثیر روش‌های کمی در شناسایی هسته‌های عملکردی است. بازه زمانی این پژوهش داده‌های مقطعی و نمونه موردبررسی کلان‌شهر کرمانشاه، بلوک آماری و کاربری اراضی وضع موجود و پهنه‌بندی طرح جامع بـوده اسـت. متغیرهای این پژوهش شامل 8 کاربری عمده شهری بوده است. تحلیل فضایی و سنجش تراکم کاربری‌های مختلط در سطح کلان‌شهر کرمانشاه وجود مراکز فرعی جدید در سطح مناطق 1، 3 و ۴ را نشان داده است. علاوه بر هسته تاریخی و قدیمی شهر، دو هسته متراکم دیگر از فعالیت‌های ترکیبی در مناطق 3، 1 و ۴ محدوده بین مناطق ۵ و ۸ وجود دارند. البته نوع خدمات ارائه‌شده در مراکز فرعی کلان‌شهر به نسبت هسته مرکزی شهر دارای مقیاس ناحیه‌ای هستند و برای رفع برخی نیازهای روزمره شهروندان در این سطح از دسترسی ایجادشده‌اند. پراکنش فضایی فعالیت‌های تجاری و اداری نشان از تمرکز اکثر این فعالیت‌ها در هسته مرکزی شهر دارد؛ اگرچه، هسته‌های فرعی در مناطق ۵ و ۸ نیز می‌توانند به‌عنوان یک هسته در جنوب شرق مطرح شود. الگوی توسعه فعالیت مسکونی تفاوت‌هایی با فعالیت دیگر دارد و آن شکل‌گیری چند هسته به‌غیراز منطقه 1 به‌عنوان هسته کالبدی است؛ به عبارتی، هسته‌های مسکونی دیگر به‌عنوان رقیب در مناطق 6،5، 4 و 2 شکل‌گرفته است که می‌تواند در شکل‌گیری هسته‌های فرعی دیگر نقش مؤثری داشته باشد.