تحلیل پیکرهبندی فضایی واحدهای مسکونی و محلهای در بافت تاریخی شهر کاشان
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
2 گروه معماری، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2022.341371.1681چکیده
سازمان فضایی، به مفهوم چگونگی ترکیب اجزاء، مبتنی بر یک فرایند ادراکی-عملکردی است که در آن، عناصر پیوندی منطقی برقرار نموده و بدین طریق شناخت مکان حاصل میشود. ریختشناسی الگوی معماری مسکن نیز نشان از انطباق الگوهای معماری مبتنی بر معماری محله است و سبب شده تا کل واحدی به نام معماری محله شکل گیرد. این مهم در طرحهای میانافزا مغفول مانده و مسکن، پیوند خود را با معماری محله ازدستداده است. هدف از این پژوهش تبیین معیارهای کیفی پیکرهبندی الگوی مسکن با بافت تاریخی مبتنی بر سازمان فضایی مرکز-محله است. بر این اساس، پژوهش با دو پرسش اصلی مواجه است. شاخصهای سازماندهی فضایی مراکز-محله در بافت تاریخی کاشان کداماند؟ و شاخصهای سازماندهی فضایی مسکن در بافت تاریخی کاشان کدامند؟ روش پژوهش تلفیقی از روش کیفی و کمی است. در حوزه روششناسی، از مطالعات کتابخانهای و تحلیل دادهها مبتنی بر مطالعه میدانی در پنج محله و پنج خانه تاریخی در شهر کاشان استفادهشده است. مبتنی بر یافتهها، پنج شاخص نحوه توزیع کاربریها، فاصله مرکز تا عناصر پیرامون، سلسلهمراتب دسترسی، میزان نفوذپذیری و فضای باز، دارای بیشترین میزان اثرگذاری بر سازمان فضایی مسکن هستند که نسبت معماری محله به معماری خانهها به ترتیب برابر با 29/1، 52/1، 27/1، 15/1، 83/0 و 38/1 میباشد. نتیجه مبین آن است که معماری مسکن میانافزا میتواند مبتنی بر این شاخصها، زمینه سازماندهی مطلوب معماری مسکن در بافت تاریخی را فراهم نماید. و از این طریق، زمینه انطباق و پیوند معماری مسکن با معماری برقرار گردد.