سهراب سپهری در بوتۀ نقد: گونه شناسی نقد
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر
doi
10.22067/jls.2021.60077.0چکیده
نقدهایی که طیّ دورۀ پنجاه سالۀ رواج شعرِ سهراب سپهری (1359- 1307) متوجّه آن شده است، یا نقدهاییاند که به قلم ناقدان و شاعران سنّتگرا رفته و هدف آنها اساساً طعن و تحقیر شعر مدرن ایران است و یا نقدهاییاند که هدف آنها مشخّصاً تحلیل شعر سپهری است و با تمرکز بر آن نوشته شده است. نقدهای دستۀ نخست، تاریخ مصرفی داشتهاند که با تثبیت شعر نو در ایران، به سرآمده. نقدهای دستۀ دوم در دو ساحتِ «نقدهای غیرنظریهمدار» و «نقدهای نظریهمدار»، قابل ارزیابی و بررسی هستند. نقدهای غیرنظریهمدار بر شعر سپهری، عمدتاً متوجّه این موضوعاتاند: 1) فقدان تعهّد در شعر سپهری؛ 2) جدولی بودن شعر سپهری؛ 3) عدم انسجام شعر سپهری. در مقابل، نقدهای نظریهمدار، کوششهای روشمندی هستند برای بیان معانی ضمنی اشعار سپهری. عیبی که بر اینگونه نقدها متوجّه تواند بود، عمدتاً به اصول و مفروضات آن رویکرد نظریای بازمیگردد که نقدهای مذکور بر مبنایشان صورت گرفته است. ازآنجاکه سپهری، یکی از شاعران برجستۀ معاصر است و چه در زمان زندگی و چه پس از درگذشت وی نگاههای گوناگون و در جاهایی نیز کاملاً متضاد به شعر وی وجود داشته، جستار پیش رو به شیوۀ تحلیلی و توصیفی در صدد نقدِ نقدهای نوشتهشده بر شعر این شاعر کاشانی برآمده است. ازجمله دستاوردهای این جستار آن است که به گونهشناسی نقدهای نوشتهشده بر شعر سپهری پرداخته و با تحلیل آنها نشان داده است که کدام نقدها و به چه دلایلی اعتبار پیشین خود را از دست داده و کدام نقدها همچنان حرفی برای گفتن دارند و یا میتوانند داشته باشند.