سنجش جدایی گزینی فضایی – اجتماعی گروه های تحصیلی و شغلی در شهر اربیل
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2022.344959.1711چکیده
جداییگزینی شهری، در اکثر شهرهای جهان موضوع درخور توجهی است؛ چراکه جداییگزینی شهری، موجب تمرکز شدید بر فقر و پیدایش طبقات پایین میشود که میتواند عامل پیدایش، گسترش و یا تشدید مسائل و مشکلات متعددی در شهر شود. درک راﺑﻄﻪ ﺑـﯿﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ و اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺟﺪاﯾﯽﮔﺰﯾﻨﯽ از ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺤﻘﻖﭘﺬﯾﺮی ﺑﯿﺸﺘﺮ در اﺟﺮای ﻃﺮحﻫﺎ و ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺷﻬﺮی ﻣﯽﮔﺮدد. روش تحقیق کمی بوده و رویکرد آن توصیفی – تحلیلی میباشد. دادههای مورد استفاده در این پژوهش از مرکز آمار ایران تهیه شده و مربوط به سرشماری سال 1390 شهر اردبیل میباشد. دادههای مورد نیاز در قالب نقشه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، نرمافزار GeoDa و تحلیل جداییگزینی فضایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بههمین منظور ابتدا به سنجش میزان جداییگزینی تک گروهی بین طبقههای بالا، متوسط و پایین شهر پرداخته شد. نتایج نشان داد که میان قشرهای موجود در شهر جداییگزینی متوسط وجود دارد. همچنین با بررسی روشهای آمار فضایی مانند شاخص خودهمبستگی موران، میانگین نزدیکترین واحد همسایگی، آماره عمومی G و آزمون K-Ripley بر پایه دادههای آماری 1390 بر مبنای 1415 بلوک آماری شهر اردبیل نتایج گویا بود که شهر اردبیل از یک ساختار متمرکز و خوشهای برخوردار است. ﺑـﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺗـﻮان ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ اردبیل دارای اﻟﮕﻮﯾﯽ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ اﺳﺖ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ که پهنههایی که از بالاترین میزان محرومیت شهری برخوردارند در بخشهای شمال غربی و جنوب شرقی قرار گرفتهاند و عمدتا شامل پهنههای اسکان غیررسمی، پهنههایی با بافت نابسامان میانی و بافتهایی با پیشینه روستایی هستند.