بازنگری قضیه کوز با لحاظ هزینه مبادله مثبت؛ رهیافتی برای بررسی نقش دولت در تسهیل مبادلات بازاری
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
2 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
doi
10.22059/jte.2023.351164.1008745چکیده
قضیه کوز، در پاسخ به مسئله پیامدهای خارجی از شهرت بالایی برخوردار است. این قضیه از زمان انتشار، با انتقادها و حمایتهای مختلفی روبرو بوده است. این مطالعه به یکی از مهمترین نقدها به قضیه کوز، یعنی در نظر گرفتن هزینه مبادله صفر میپردازد. این فرض دو پیامد گمراه کننده دارد؛ اول پذیرش این ایده که با وجود هزینه مبادله مثبت، نتیجه قضیه کوز یعنی مبادله بازاری حاصل نمیشود. دوم اینکه، نقش دولت تنها به تعیین حق مالکیت تقلیل مییابد. در این مطالعه مدلسازی نسخه اصلاح شدهای از قضیه کوز با لحاظ هزینه مبادله مثبت نشان میدهد هنگامیکه آورده پیشبینی شده مبادله بیشتر از هزینه پیشبینی شده آن باشد، مبادله بازاری انجام میپذیرد. دولت میتواند از دو مسیر پیشرفت فناوری و بهبود کیفیت نهادی جامعه از طریق نوآوریهای نهادی بر توافقهای بازاری تأثیرگذار باشد، ولی باوجود هزینه مبادله مثبت، تأثیر این دو بر انتشار آلودگی و کارایی یکسان نیست، بهطوریکه اگر حق مالکیت با آلودهگر باشد، آلودگی کاهش مییابد، ولی در مورد کارایی نمیتوان قضاوتی داشت و هنگامیکه حق مالکیت با آلوده شونده است، تغییر انتشار آلودگی و کارایی بستگی به سهم توابع هزینه کاهش و هزینه مبادله از پیشرفت فناوری و بهبود کیفیت نهادی دارد. بر این اساس میتوان معیاری برای تعیین حق مالکیت پیشنهاد کرد؛ اگر همه بخشهای اقتصادی سهم یکسانی از پیشرفت فناوری و بهبود کیفیت نهادی داشته باشند، با تخصیص حق مالکیت به آلوده شونده، همیشه کارایی افزایش و انتشار آلودگی کاهش مییابد. طبقهبندی JEL:H00, D62, C60