هم‌گرایی و واگرایی امامیه و خوارج در عرصه اجتماعی-فرهنگی (40ق-260ق)

نویسندگان

1 استادیار گروه قرآن و حدیث، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
10.22034/jis.2025.442162.1940
چکیده

خوارج یکی از مهم­ترین و پرآوازه‌ترین فرقه­های اسلامی است که در نیمه اول سده نخست در بستر منازعات سیاسی و کلامی پدید آمده است. از آنجا که شناخت تاریخ اجتماعی و فرهنگی شیعیانِ نخستین، نیازمند بررسی روابط شیعیان و دیگر گروه‌های رقیب است، بررسی تعاملات و تقابلات علمی و اجتماعی آنان با دیگر گروه‌های فعال جامعه اسلامی ضروری به نظر می‌رسد. از طرفی خوارج در کنار عثمانیانِ طرفدار معاویه و شیعیان پیرو امیرالمؤمنین؟ع؟ سه گروه عمده سیاسی-مذهبی قلمداد می­شوند که در تحولات سیاسی، اجتماعی و کلامی جهان اسلام در سده­های نخستین نقش‌آفرین و فعال بوده­اند. چگونگی هم‌گرایی یا واگرایی آنان با یکدیگر برای شناخته‌شدن زوایای پنهان تاریخ تشیع از اهمیت بسزایی برخوردار است. این گروه که با مخالفت با امام علی(علیه السلام) از اردوگاه آن حضرت در نبرد صفین جدا شده بودند و آنگاه ماجرای نهروان را علی‌رغم میل باطنی آن حضرت رقم زدند، همواره در عرصه­های سیاسی و عقیدتی با حاکمان و گروه­های فکری درگیری داشته­اند. جریان فکری-اجتماعی خوارج که به گروه­های چون ازارقه، نجدات، اباضیه، صفریه و عجارده تقسیم شده بودند، در بسیاری از مناطق جهان اسلام از حضوری پرهیاهو برخوردار بودند. در مقاله پیش رو با مطالعه منابع تاریخی و روایی به تحلیل مناسبات این دو گروه در عرصه اجتماعی-فرهنگی در بازه عصر حضور معصومان پس از شهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) پرداخته است. علت نپرداختن به مناسبات شیعیان و خوارج در عصر خلافت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فقدان هم‌گرایی یا واگرایی فرهنگی میان آنان و از طرفی دیگر گستردگی روابط اجتماعی-سیاسی میان آنان بود که خود پژوهشی مجزا می‌طلبد. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه به‌ظاهر شیعه و خوارج در یک جبهه در مقابل دستگاه خلافت قرار دارند؛ اما اهل‌بیت(علیهم السلام) و اصحاب امامیه یک مبارزه نرم فرهنگی در برخورد با خوارج دنبال می­کردند. به نظر می­رسد روحیه تند و متهورانه خوارج و نیز عدم اقبالِ نه‌چندان زیاد شیعیان به این نحله فکری و سیاسی، موجب شد که ائمه(علیهم السلام) و اصحابشان تقابل آشکاری با آنان نداشته باشند.