جایگاه مفهوم منفعت عمومی در فرایند شکل گیری مگامال: یک نظریه زمینه ای در خصوص تجربه ساکنین بافت های پیرامونی
نویسندگان
1 دانشکده شهرسازی، دانشگاه تهران
2 پژوهشگر دوره دکتری شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jurbangeo.2021.324419.1528چکیده
نوشتار حاضر در پی کاوش، تبیین و نظریهپردازی در خصوص پیامدهای شکلگیری مجتمعهای تجاری چندمنظوره یا مگامالها بر ساکنین محلههای مسکونی و بررسی اثرات این پدیده بر منفعت عمومی شهروندان است. بدین منظور از نظریه زمینهای برساختگرای چارماز استفاده شده است. دادههای مقاله از 15 مصاحبه نیمهساختاریافته با ساکنان محله اکباتان، به عنوان نمونه موردی، گردآوری شده است. برآیند مقاله، نظریهای در خصوص دریافت و درک شهروندان از فرایند احداث مگامال در محله آنهاست که در 6 مرحله به ارائه و بازنمایی نحوه مواجهه ساکنین با احداث مگامال و تغییرات ناشی از آن در محله میپردازد که عبارتند از: 1. استقبال؛ 2. سلب اعتماد؛ 3. نارضایتی؛ 4. بیصدا بودن؛ 5. دریغ و حسرت؛ 6. پذیرش مشروط. در خلال هر مرحله اثرات اقدامات و مداخلات برنامهریزی شهری و نهادهای عمومی بر منافع و ادراک شهروندان از نحوه استیفای آن کاوش شده است. نتایج حاصل از این مقاله نشان میدهد که درک و دریافت شهروندان از میزان استیفاء یا عدم استیفای منفعت عمومی امری ثابت و از پیش تعیین شده نیست و در هر مرحله از فرایند توسعه، و مبتنی بر اقدامات و رویکردهای ذینفعان گوناگون، و تجارب شهروندان متفاوت است. همچنین بر مبنای یافتههای مقاله، موضوع منفعت عمومی در برنامهریزی شهری، مفهومی بینالاذهانی و برساخته ذهن افراد جامعه است، از این رو مناسب-ترین رویکرد دستیابی بدان، رویکرد گفتگویی است. در ادامه و بر اساس یافتههای مقاله، ماهیت و ویژگیهای منفعت عمومی در برنامهریزی شهری مورد بحث و بررسی قرار گرفته و پیشنهاداتی برای استفاده در طرحهای توسعه شهری ارائه شده است.