تحلیل ادراک دانشجویان از راهکارهای پیشگیری از یادگیری زائد و عوامل کارآمدی و ناکارآمدی مطالب درسی در رشته علوم تربیتی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد آموزش بزرگسالان، دانشگاه تهران، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی

2 دانشیار گروه روش‌ها و برنامه‌های آموزشی و درسی، دانشگاه تهران، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی

3 دانشیار گروه روش‌ها و برنامه‌های آموزشی و درسی، دانشگاه تهران، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی.

doi
10.22099/jsli.2023.6950
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تحلیل ادراک دانشجویان دانشگاه تهران، از راهکارهای پیشگیری از یادگیری زائد و عوامل کارآمدی و ناکارآمدی مطالب درسی در رشته علوم تربیتی است. ازاین‌رو با استفاده از رویکرد پژوهش کیفی و روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی، ادراک 27 نفر (6 مرد و 21 زن) از دانشجویان رشته علوم تربیتی و گرایش­های مختلف آن (10 نفر کارشناسی و 17 نفر تحصیلات تکمیلی) از دانشکده ­روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران که با استفاده از نمونه­گیری هدفمند ملاکی انتخاب شده بودند، مورد واکاوی قرار گرفت. گردآوری داده­ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد و تا زمان اشباع داده­ها ادامه یافت. تحلیل داده­ها مبتنی بر راهبرد هفت مرحله­ای کلایزی بود. برای اعتبار­پذیری یافته‌ها، از راهبرد حضور در محیط پژوهش و صرف زمان کامل با شرکت‌کنندگان، تبادل‌نظر با همتایان و همچنین از سه­­سویه‌نگری بهره برده ­شد. به‌منظور رعایت ویژگی‌های کیفی پژوهش، از سه ملاک انتقال­پذیری، تأییدپذیری و قابلیت‌اطمینان، استفاده شد. با تحلیل داده‌ها برای راهکارهای پیشگیری از یادگیری زائد، چهار مضمون با محوریت راهکارهای مربوط به محیط آموزشی و محیط شغلی و برای عوامل کارآمدی و ناکارآمدی مطالب درسی نیز به‌ترتیب پنج و سه مضمون استخراج گردید که عمدتا حول توجه به نیازها، علایق و شرایط فراگیران و ارتباط نظری و عملی دروس بود. درمجموع بر اساس نتایج پژوهش، بازنگری­های منظم در برنامه­های درسی، توجه به نیازها و علایق فراگیران در این راستا و به­کارگیری عملی دانسته­ها از عوامل مهم در کارآمدی مطالب درسی و از راهکارهای مهم پیشگیری از یادگیری زائد در این رشته معرفی گردید.