بهینهسازی القای سوسپانسیون سلولی در گون مولد کتیرا (Astragalus verus)
نویسندگان
1 استادیار بیوتکنولوژی کشاورزی و عضو هیأت علمی مجتمع اموزش عالی شیروان
2 دانش اموخته کارشناسی ارشد بیوتکنولوزی کشاورزی، مجتمع آموزش عالی شیروان، شیروان، خراسان شمالی، ایران.
3 استادیار بیوتکنولوژی کشاورزی و عضو هیأت علمی مجتمع اموزش عالی
4 دانشیار بیوتکنولوژی کشاورزی و عضو هیأت علمی مجتمع اموزش عالی شیروان
doi
10.22103/jab.2019.2246چکیده
هدف: گون Astragalus verus یکی از گونههای خوب برای تولید کتیرا است. این مطالعه با هدف بهینهسازی کشت سوسپانسیون سلولی در این گیاه انجام شد. مواد و روشها: ابتدا بهینهسازی کالوسزایی و سپس بهینهسازی سوسپانسیون سلولی انجام شد. آزمایش کالوسزایی در قالب فاکتوریل با ریزنمونههای ریشه، هیپوکوتیل و کوتیلدون در محیط کشت MS حاوی BAP در ترکیب با 2,4-D و NAAدر پنج تکرار انجام شد. در آزمایش بهینهسازی سوسپانسیون سلولی، کالوسهای حاصل از محیط کشت NAA و 2,4-D در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با 16 تیمار هورمونی در سه تکرار بررسی شدند. همچنین کاربرد تیمارهای تاریکی، اسیدآسکوربیک، پلیوینیلپیرولیدون و کلاتکننده آهن EDTA جهت کنترل ترکیبات فنولی بررسی شد. نتایج: بیشترین درصد کالوسزایی در محیط کشت 2,4-D از ریزنمونه ریشه با میانگین 67 درصد بدست آمد. بهترین تیمار هورمونی سوسپانسیون سلولی شامل سه میلیگرم در لیتر2,4-D در ترکیب با 5/0 میلیگرم در لیتر Kin با میانگین 277/0 زندهمانی، و 040/0 گرم وزن خشک (در پنج میلیلیتر) بود. در مطالعه تاثیر مهارکنندههای قهوهای شدن بیشترین وزن خشک از تیمار 100 میلیگرم در لیتر اسیداسکوربیک با میانگین 76/0گرم (در پنج میلیلیتر) بدست آمد که در جلوگیری از قهوه ای شدن بسیار موثر بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که 2,4-D میتواند به تنهایی جهت القای کالوس مناسب و در ترکیب با Kin برای تولید سوسپانسون سلولی گون قابل استفاده باشد. همچنین مشخص شد که اسیداسکوربیک میتواند بهخوبی فرایند قهوهای شدن سلولهای سوسپانسیون سلولی را کنترل نماید. نتایج این مطالعه می تواند جهت تولید درون شیشهای کتیرا مورد استفاده قرار گیرد.