مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر مدل پرما و توانمندسازی روانشناختی بر جهتگیری آینده و خودشکوفایی دانشآموزان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، پردیس بینالملل دانشگاه شیراز
2 دانشیار روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jsli.2022.6527چکیده
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی دو رویکرد آموزشی مبتنی بر مدل پرما و توانمندسازی روانشناختی بر جهتگیری آینده و خودشکوفایی دانشآموزان اجرا شد. طرح پژوهش از نوع شبهآزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پایه نهم دوره متوسطه اول شهر شیراز بود که در سال تحصیلی 99-1398 تحصیل میکردند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تعداد 175 دانشآموز (87 دختر و 88 پسر؛ شامل 3 کلاس دخترانه و 3 کلاس پسرانه) از بین دانشآموزان پایه نهم انتخاب شدند و بهطور تصادفی گروهی در سه گروه مبتنی بر مدل پرما (55 نفر)، توانمندسازی روانشناختی (47 نفر) و کنترل (73 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه جهتگیریآینده دیماگیو و همکاران و سیاهه خودشکوفایی اهواز بود. پس از اجرای پیشآزمون، گروههای آزمایشی به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای تحت آموزش مبتنی بر مدل پرما و یا توانمندسازی روانشناختی قرار گرفتند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از آن در هر سه گروه پسآزمون و بعد از دو ماه پیگیری به عمل آمد. نتایج تحلیل کواریانس حاکی از افزایش معنیدار میانگین نمرات پسآزمون جهتگیری آینده در هر دو گروه مداخله پرما و توانمندسازی روانشناختی در مقایسه با گروه کنترل بود. همین یافته در مورد خودشکوفایی نیز مشاهد شد. اگرچه در نمرات پیگیری خودشکوفایی بین گروه توانمندسازی روانشناختی و گروه کنترل تفاوت معنیداری مشاهده نشد و تنها در گروه پرما تاثیر بسته آموزشی بر خودشکوفایی ماندگار بود. بر اساس این یافتهها میتوان نتیجهگیری کرد که به عنوان راهکارهایی برای عبور از بحران نوجوانی و افزایش توانمندی و خودشکوفایی دانشآموزان میتوان از این دو مداخله استفاده کرد.