مدل ساختاری روابط بین الگوهای ارتباطی خانواده و نمویافتگی عاطفی در دختران نوجوان: نقش واسطهای تعارض والد-فرزندی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان،
2 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان
3 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان
4 دکتری تخصصی روانشناسی تربیتی، مدرس دانشگاه کاشان
doi
10.22099/jsli.2022.6528چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای تعارض والد-فرزندی در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و نمویافتگی عاطفی در دختران نوجوان انجام شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دختران دوره متوسطه دوم در شهر کاشان در سال تحصیلی 99-1398 بودند. از این جامعه آماری 250 دانشآموز به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای الگوهای ارتباطی خانواده فیتزپاتریک و ریچی، نمویافتگی عاطفی سینگ و بهارگاوا و تعارض والد-فرزند اشتراوس استفاده شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است. بعد جهتگیری گفتوشنود بر نمونایافتگی عاطفی تأثیر منفی معنیدار و جهتگیری همنوایی بر نمونایافتگی عاطفی تأثیر مثبت معنیدار دارد. جهتگیری گفتوشنود خانواده به صورت منفی و جهتگیری همنوایی به صورت مثبت بر تعارض والد-فرزندی تأثیر دارد. تعارض والد-فرزند رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و نمویافتگی عاطفی نوجوانان را واسطهگری میکند. جهتگیری گفتوشنود تعارض والد-فرزند را کاهش میدهد و از آن طریق منجر به افزایش نمویافتگی عاطفی میشود. در صورتی که جهتگیری همنوایی از طریق افزایش تعارض والد-فرزندی، نمویافتگی عاطفی دختران را کاهش میدهد. بنابراین الگوهای ارتباطی خانواده و تعارض والد-فرزند در نمویافتگی عاطفی دختران نقش تعیینکننده دارند.