بررسی جامعه‌شناختی رویکرد توسعه‌محور حکومت علوی در نسبت‌سنجی با مولفه‌های بنیادین دولت رفاه مدرن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران

2 استادیار گروه علوم سیاسی واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی،لاهیجان،ایران

3 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه سمنان، سمنان،ایران

doi
10.22034/jis.2025.421899.1918
چکیده

انعکاس گسترش روزافزون فرهنگ توسعه در نظام‌های سیاسی مدرن و توجه فزاینده به مضامین توسعه‌محور با رویکرد نوسازی و بهسازی جوامع‌، کشورهای پیرامونی و توسعه‌نیافته را با این پرسش محوری مواجه می‌کند که آیا سیر توسعه‌نیافتگی‌، منتج از بن‌مایه‌های فرهنگی-اعتقادی جامعه مبدأ است و برای نیل به توسعه‌یافتگی‌، ناگزیر از کناره‌گرفتن از بنیادهای نظری حکومت مستقر است یا خیر. در جوامع دینی‌، این ناهمسانی‌ها و ناساز‌انگاری‌ها اغلب متوجه زیرساخت‌های ایدئولوژیک و بنیادهای معرفتی دینی قلمداد می‌شود. در غیاب نقادی جدی و پژوهش‌های علمی روشمند و عدم تفکیک اندیشه‌های اصیل دینی از برساخته‌های اجتماعی-تاریخی و فقدان مباحث استدلالی و تجزیه و تحلیل منطق درونی رویدادهای تاریخمند، نوعی جهان‌بینی مخدوش متکی بر ایدئولوژی‌های التقاطی با ظواهر شبه‌علمی و عامه‌پسند را قوت می‌بخشد. این ضایعه، حلقه مفقوده‌ای است که با استقرار و استحکام عرفی و توجیه و تثبیت فرهنگ ضد توسعه، موجب از میان‌رفتن اعتماد اجتماعی به مبانی فرهنگی می‌شود و در بلندمدت نیز به ریزش سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود. ریشه‌یابی و علت‌کاوی موانع توسعه در جوامع دینی‌، بدون بازشناسی مبانی معرفتی و نظام معنایی جامعۀ مورد بررسی‌، امکان‌پذیر نیست‌. بررسی جامعه‌شناختی الگوهای اداره امور در حکومت علوی به‌عنوان مدلی منسجم و مدون از حکومت دینی درصدد تبیین این مدعا است که در نسبت‌سنجی و ظرفیت‌‌سازی میان رویکرد بهسازی پیشامدرن با مؤلفه‌های بنیادین دولت رفاه مدرن، می‌توان تطابق قائل شد و با اتکا به آن دامنه معرفتی، همسازی و این‌همانی برای الگوسازی توسعه‌محور از لحاظ رویکرد حکمرانی در جوامع دینی امروز وضع کرد‌.