بهینهسازی تولید پروتئین نوترکیب کریپتوکروم DASH1 جلبک سبز Volvox carteri در باکتری Escherichia coli: بررسی حلالیت و اتصال به DNA
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی فیزیولوژی گیاهی، گروه زیست شناسی گیاهی، دانشکده علوم طبیعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 گروه زیست شناسی گیاهی، دانشکده علوم طبیعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دانشیار، گروه زیست شناسی سلولی و تکوینی گیاهی، دانشگاه بیله فلد، بیله فلد، آلمان
4 دانشیار، گروه بیوتکنولوژی دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، کیلومتر 35 جاده تبریز- آذر شهر، ایران
5 استاد، گروه زیست شناسی گیاهی، دانشکده علوم طبیعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22103/jab.2019.2254چکیده
هدف: اپتوژنتیک به عنوان یک شاخه علمی جدید، از فتورسپتورها بهمنظور اجرای تحقیقات پایهای و کاربردی استفاده میکند. یکی از راههای توسعه اپتوژنتیک، شناسایی فتورسپتورهای جدید و تعیین خصوصیات آنهاست. کریپتوکرومهای DASH متعلق به خانواده پروتئینی کریپتوکروم/فتولیاز، فتورسپتورهای دارای قابلیت ترمیم DNA بوده و در مسیرهای پیامرسانی علامت نقش دارند. هدف این تحقیق، تولید کافی پروتئین پیشگوییشده کریپتوکروم DASH1 ولوکس (VcCryDASH1)، برای استفاده در مطالعات طیف جذبی و نیز بررسی قابلیت ترمیم DNA میباشد. مواد و روشها: ابتدا توالی کدکننده پروتئین VcCryDASH1 با استفاده از آغازگرهای اختصاصی، از کتابخانه cDNA جلبک Volvox carteri جداسازی و در پلاسمید بیانی pGEX-2TK همسانهسازی شد. تولید پروتئین نوترکیب در دو سویه متفاوت باکتری E. coli و همچنین تحت تاثیر زمانهای مختلف القاء با IPTG و همچنین میزان انحلالپذیری آن توسط روش SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی قابلیت اتصال به DNA در این پروتئین، با روش همردیفسازی انجام شد. نتایج: تولید کافی پروتئین، در سویه Rosetta، در °C32، و زمان القاء بیش از 3 ساعت بدست آمد. در زمان القاء 1 و 3 ساعت، نیمی از پروتئین بهصورت نامحلول بود. همردیفسازی پروتئین VcCryDASH1 مشخص نمود که درصد بالایی از آمینواسیدهای متصلشونده به DNA، در این پروتئین حضور دارند. نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهند که پروتئین VcCryDASH1 تحت شرایط بهینه، دارای قابلیت انحلالپذیری دوگانه بوده اما روش ما میتواند مقدار کافی آن را در باکتری E. coli سویه Rosetta تولید کند. همچنین بدلیل داشتن آمینواسیدهای حفاظتشده، این پروتئین دارای قابلت اتصال به DNA میباشد که آن را بهعنوان یک منبع احتمالی جهت طراحی مولکولهای میانجی نور-DNA در اپتوژنتیک معرفی مینماید.