ارزیابی قضیۀ هکچر-اوهلین-ونک در اقتصاد ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه ه شید بهشتی
2 استادیار گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jte.2021.324036.1008469چکیده
سنجش سهم صادرات و واردات هریک از عوامل تولیدی به موازات صادرات و واردات کالاها و خدمات در جریان تجارت خارجی بهعنوان قضیۀ هکچر-اوهلین-ونک در ادبیات اقتصادی، حائز اهمیت است و امکان سنجش این مفهوم در سطحی خرد و بهتفکیک رشتۀ فعالیتهای اقتصادی از منظر شناسایی الگوی تجاری از اهمیتی دوچندان برخوردار است. در مطالعۀ حاضر، اعتبارسنجی قضیۀ هکچر-اوهلین-ونک با بررسی فهرست عوامل تجاری برای شش عامل تولیدی نیروی کار (غیرماهر، نیمهماهر و ماهر)، سرمایۀ فیزیکی، تحقیق و توسعه و انرژی در اقتصاد ایران انجام شده است. این مطالعه، قضیۀ مزبور را با توسل به ابزار داده-ستانده، فراوانی و کمیابی نسبی عوامل تولیدی به فهرست عوامل تجارت خالص مرتبط میسازد و آزمون اعتبارسنجی را با استفاده از دادههای خرد 78 رشته فعالیت اقتصاد ایران در زیربخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات، برای جدولهای داده-ستاندۀ ۱39۰ و ۱395 اقتصاد ایران انجام میدهد. نتایج اقتصاد ایران برای سالهای ۱39۰ و ۱395 نشان میدهد فهرست عوامل تجاری در 6۱/34 درصد از رشته فعالیتها (27 بخش) منفی است و این بخشها واردکنندهاند؛ بنابراین دارای کمیابی نسبی عوامل هستند. همچنین این فهرست در 25/6۰ درصد رشته فعالیتها (47 بخش) مثبت و دارای وفور نسبی عوامل است و بنابراین صادرکنندۀ عوامل بوده است. در هرکدام از سالهای مورد بررسی در چهار زیربخش از بخش خدمات، تجارت عوامل صورت نگرفته است. علاوه بر این، نتایج در رابطه با تغییر ساختار شدت عواملبری نشان میدهد در سال ۱39۰ بالاترین اثرگذاری در فرایند تولید مربوط به نیروی کار غیرماهر و سرمایۀ فیزیکی و در سال ۱395 مربوط به سرمایۀ فیزیکی و مخارج تحقیق و توسعه بوده است.طبقهبندی JEL: F0، F14، F20.