تحلیل تعارضات فراروی برنامهریزی بافتهای تاریخی شهری بر پایۀ نظریۀ زمینهای (مورد پژوهی: بافت تاریخی شهرری)
نویسندگان
1 دکتری شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2021.314571.1414چکیده
بافتهای تاریخی شهری بهمثابۀ سند زندۀ تاریخ گذشتگان و عامل هویتبخشی اجتماعات، عرصۀ سکونت و فعالیت گسترۀ وسیعی از ذینفعان با اهداف و منافع متفاوت و بعضاً متضاد و بستر دو نیروی متعارض «توسعه» و «حفاظت» هستند که زمینۀ بروز انواع مختلف تعارض را فراهم آوردهاند. هدف پژوهش حاضر، واکاوی و شناخت تعارضات موجود در برنامهریزی بافتهای تاریخی شهری است تا از رهگذر آن، زمینۀ مدیریت و حل تعارض فراهم شود. این پژوهش از نوع کیفی است که دادههای موردنیاز آن با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی، تحلیل اسنادی و مصاحبۀ عمیق گردآوری و در چارچوب نظریۀ زمینهای تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد مهمترین تعارضات فراروی برنامهریزی بافت تاریخی شهرری، «تعارض توسعه و حفاظت»، «تعارض منافع ذینفعان»، «تعارض فضایی-کالبدی»، «تعارض زیستمحیطی» و «تعارض اجتماعی» است که در سه دستۀ کلان «تعارضات درونی»، «تعارضات ناشی از برنامههای حفاظت» و «تعارضات ناشی از طرحهای توسعه شهری» طبقهبندی میشوند. ضعف نظام برنامهریزی حفاظت و مدیریت بافت تاریخی کشور و ناکارآمدی نظام برنامهریزی و مدیریت توسعه در بافت تاریخی در سطح تصمیمگیری، مهمترین علل بروز تقابل نیروهای حفاظت و توسعه در بافتهای تاریخی هستند که به ظهور تعارضات ثانویه در سطح عملیاتی منجر میشوند. شناخت تعارضات و علل بروز آن، گذار از رویکردهای حفاظت شهری قدرتمبنا بهسمت رویکردهای ذینفعمبنا، بهکارگیری رویکردهایی نظیر حفاظت حساس به تعارض، حق به میراث و یکپارچگی حفاظت شهری در بستر گستردهتر برنامهریزی شهری در سطح سیاستگذاری میتواند به حل تعارضات موجود و تحقق توسعۀ تعاملی حفاظتگرا در بافتهای تاریخی منجر شود.