بکارگیری متوسط فاصله انتشار در شناسایی زنجیرههای تولید و نسبت آن با ارزشافزوده داخلی در صادرات ناخالص و تخصصگرایی عمودی؛ مطالعه موردی اقتصاد ایران
نویسندگان
1 استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبائی
2 کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jte.2021.326256.1008493چکیده
روشهای متوسط فاصله انتشار، حذف فرضی و تخصصگرایی عمودی، مبنای سنجش محیط درونی و محیط بیرونی زنجیرههای تولید قرار میگیرند. اولی یک روش ترکیبی است و قابلیت شناسایی محیط درونی فعالیتهای بالادستی و پاییندستی در زنجیرههای تولید را دارد، اما نمیتواند محیط بیرونی زنجیرههای تولید را پوشش دهد. برای برونرفت از این مسئله روشهای حذف فرضی و تخصصگرایی عمودی در تحلیل محیط بیرونی زنجیرههای تولید پیشنهاد میشوند. روش حذف فرضی مقدار ارزشافزوده داخلی در صادرات ناخالص را محاسبه میکند و روش تخصصگرایی عمودی ادغام یک اقتصاد را با اقتصاد جهانی مورد سنجش قرار میدهد. در این مقاله، آخرین جدول آماری سال 1395 و تبدیل آن به جدول داخلی مبنای محاسبه سه روش مذکور قرار میگیرد. یافتههای کلی نشان میدهند که 1- از منظر محیط درونی، فعالیتهای کشاورزی و معادن (شامل نفت خام و گاز طبیعی) در گروه فعالیتهای بالادستی قرار میگیرند؛ 2- از منظر محیط بیرونی در سطح کلان، سهم ارزشافزوده داخلی ناشی از صادرات ناخالص برابر با 0.93 واحد است، درحالیکه سهم تخصصگرایی عمودی (ادغام با اقتصاد جهانی) 0.07 واحد است؛ 3- در سطح فعالیتها، فعالیت معادن با سهم 0.43 واحد ارزشافزوده داخلی در صادرات ناخالص، در رتبه اول قرار دارد، حال آنکه تخصصگرایی عمودی آن 0.01 واحد را نشان میدهد. عکس این روند در مورد فعالیت صنعت مشاهده میشود. یافتههای فوق این واقعیت را آشکار میکند که اقتصاد ایران با سهم ارزشافزوده داخلی در صادرات ناخالص بسیار بالا در کنار ادغام ناچیز آن با اقتصاد جهانی هنوز در مدار آغازین زنجیرههای تولید قرار دارد.طبقه بندی JEL: C67, O21, F0, F10, F15