مطالعۀ موانع شناساندن مسائل اجتماعی به جامعه توسط سازمان‌های مردم‌نهاد با روش نظریۀ مبنایی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران، استاد مدعو دانشگاه سوره

doi
10.22059/jisr.2019.280354.859
چکیده

تحقیق حاضر با هدف شناخت موانع پیش‌روی سازمان‌های مردم‌نهاد حمایتی برای شناساندن مسائل اجتماعی به جامعه و به‌اصطلاح آشناسازی انجام شده است. این مطالعه با کمک رویکرد برساخت‌گرایی اجتماعی انجام گرفته که طبق آن، مسئلۀ اجتماعی مشکلی نامطلوب و شایع است که در اعتقاد عمومی قابل‌حل است. روش مورد استفاده در این پژوهش نظریۀ مبنایی و تکنیک جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساخت‌یافته و مشاهده است. جامعۀ مورد مطالعه سمن‌های حمایتی استان تهران است و داده‌ها از طریق مصاحبه با 23 نفر از مؤسسان و همکاران اصلی سمن‌ها و مشاهدۀ 34 سمن حمایتی به­دست آمده است. مطابق یافته‌ها، محوری‌ترین چالش پیش­روی سمن‌های حمایتی برای آشناسازی مسائل اجتماعی «اثرگذاری محدود» است. نداشتن پشتوانۀ حقوقی و قانونی و نبود شیوه‌های اقناع‌کننده برای ادعاسازی، از جمله دلایل شکل‌گیری این مانع است. اعتبار اجتماعی سمن‌ها نزد اذهان عمومی و نوع ارتباط و نسبت آن‌ها با نهادهای رسمی نیز در آشناسازی مسائل اجتماعی نقش دوگانه‌ای دارد؛ درواقع از جهاتی محدودکننده و از جهاتی تسهیل‌کننده است. در این فضا سمن‌ها عمدتاً مسائل را به‌صورت فردی تحلیل و به مخاطب ارائه می‌کنند. همچنین این مسائل را به‌خوبی ملموس و قابل‌لمس نمی‌سازند. از سوی دیگر سمن‌ها با برجسته­ساختن ابعاد وخیم و زنندۀ آسیب‌های اجتماعی، متهم به تحریف واقعیت‌ها و نوعی سیاه‌نمایی هستند. این چالش‌ها مانع عمومی­شدن مسائل اجتماعی مورد توجه سمن‌ها و متقاعدشدن بخش محدودی از جامعه می‌شود. درنتیجه مشکلات اقشار آسیب‌پذیر از زندگی روزمرۀ مردم جدا می‌ماند و موج اجتماعی برای مقابله با معضلات اجتماعی در سطح جامعه شکل نمی‌گیرد.