تجارب معلمان دوره ابتدایی از چالشهای تغییر آموزش سنتی به آموزش مجازی در دوران شیوع ویروس کرونا
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد بخش مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز
2 دانشجوی کارشناسی ارشد بخش مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز
3 دانشیار روانشناسی تربیتی، بخش مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز
4 دانشیار برنامهریزی درسی، بخش مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز
5 دکتری برنامهریزی درسی، بخش مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی وروانشناسی، دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jsli.2021.6310چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی تجارب زیسته معلمان از چالشهای تغییر آموزش سنتی به آموزش مجازی در دوران شیوع ویروس کرونا بود. این پژوهش جزء پژوهشهای کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی هوسرل بود که براساس الگوی هفت مرحلهای کلایزی انجام شد. مشارکتکنندگان بالقوه در این پژوهش معلمان ابتدایی شاغل به تدریس در شهر شیراز در سال تحصیلی 1400-1399 و ابزار پژوهش مصاحبه نیمهساختاریافته بود. برای انتخاب آزمودنیها از رویکرد هدفمند ملاکی و معیار اشباع نظری استفاده شد و نهایتاً 16 معلم در گروه مشارکتکنندگان قرارگرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت. پس از استخراج و دستهبندی موضوعی، دو مضمون فراگیر 1- چالشهای غیرسازنده مشتمل بر مضامین سازماندهنده مهارتهای تدریس و آموزش در فضای مجازی، تجهیزات و زیرساختهای فضای مجازی، ارتباط معلمان با خانوادهها و نگرشهای مربوط به استفاده از فضای مجازی و 2- چالشهای سازنده: مشتمل بر مضامین سازماندهنده فرصتهای آموزشی و فرصتهای روانشناختی شناسایی شدند. اعتبار دادهها با استفاده از تکنیکهای تأییدپذیری از طریق خودبازبینی پژوهشگران و اعتمادپذیری با هدایت دقیق جریان جمعآوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشهای مرتبط تعیین شد. با توجه به نتایج حاصله، ضرورت پذیرش آموزش مجازی با تمامی محاسن مربوط به آن و حذف نقاظ ضعف و مشکلات مربوط به آن امری انکارناپذیر است.